۸/۰۱/۱۳۸۹

سه نکته پیرامون طرح مجلس و نامه کروبی

کمیسیون اصل نود مجلس کمیته ای را برای تهیه طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان تعیین کرده است تا از این پس نمایندگان حتی پس از تایید صلاحیت و پیروزی در انتخابات نیز زیر ذره بین قرار گیرند. بدین ترتیب نمایندگان مجلس در طول دوره چهارساله نمایندگی خود نیز باید مدام مراقب باشند تا عملی خلاف نظر نهاد ناظر (که هنوز معرفی نشده است) انجام ندهند تا صلاحیتشان همانجا رد نشود. کمیسیون اصل نود، همانگونه که نام آن بر می آید کمیسیونی است که برای تحقق اصل نود قانون اساسی تشکیل شده است. اصلی که بر مبنای آن «هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند...» بدین ترتیب به نظر می آید طرح مذکور که هنوز جزییات آن منتشر نشده، امکان رد صلاحیت هر نماینده را برای دیگر نمایندگان مجلس فراهم می آورد تا به نوعی مجلس بر عملکرد خودش نیز نظارت کرده باشد. شیخ مهدی کروبی نیز با ارسال نامه ای سرگشاده به این طرح اعتراض کرده و از نمایندگان خواسته «ننگ تصویب طرح تحقیر آمیز را برای خود نخرند». پیرامون تهیه این طرح و نامه آقای کروبی سه نکته به ذهنم می رسد:

- نخست اینکه اگر به واقع نمایندگان مجلس در صدد تحقق اصل 90 قانون اساسی و مسئله نظارت مجلس بر تمام امور هستند بهتر است به جای تصویب چنین طرحی، نظارت مجلس بر نهادهای تحت کنترل رهبری را بار دیگر به اجرا درآورند. توضیح اینکه در حال حاضر و بنابر تبصره3 ماده 198 آیین نامه داخلی مجلس «تحقیق و تفحص درمورد آن دسته از نهادها و دستگاه هایی که تحت امر مستقیم رهبر معظم انقلاب هستند با اذن معظم له انجام می شد». (از اینجا بخوانید) همچنین نمایندگان نظارت مجلس بر مصوبات نهادهای تحت نظری رهبری را نیز لغو کرده اند. (از اینجا بخوانید) چنین طرح هایی در تضاد آشکار با متن قانون اساسی هستند که نه تنها در اصل 90 تاکید دارد مجلس میتواند به شکایت از هر شخص و یا نهادی رسیدگی کند، که حتی در اصل 76 خود صراحت دار که «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد».

- دوم اینکه لزوم حفظ استقلال نمایندگان مجلس از بدیهیاتی است که قانون اساسی نیز در اصل 86 خود آن را مورد تاکید قرار داده است: «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‏اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‏اند تعقیب یا توقیف کرد». اما تصویب طرح جدید این امکان را پدید می آورد که جناح اکثریت مجلس همواره نمایندگان اقلیت را تحت فشار قرار دهد و با چوب تهدید تلاش کند تا نظرات مخالف آنان را سرکوب کند. دیکتاتوری اکثریت شاید عنوان مناسب چنین وضعیتی باشد، آن هم تنها با پذیرش این پیش فرض که مجلس این امکان رد صلاحیت را تنها در انحصار خود نگه خواهد داشت. در غیر اینصورت و اگر پای شورای نگهبان نیز بخواهد به این نظارت باز شود که دیگر کلیت مجلس را باید تعطیل کرد!

- اما سومین اشاره من به نامه اعتراضی شیخ شجاع است. نکته سنجی جناب کروبی و اقدام به موقع ایشان در رسانه ای کردن چنین طرحی قابل تقدیر و توجه است. اما نباید فراموش کرد که تهدید استقلال نمایندگان از این پیشنهاد جدید آغاز نشده است. زمانی که حدود 80 تن از نمایندگان مجلس ششم به دلیل عملکرد چهارساله خود در این مجلس به انتخابات مجلس هفتم راه داده نشدند بسیاری دست به اعتراض زدند که به این ترتیب استقلال عمل نمایندگان از بین می رود و اصل 86 قانون اساسی را یادآور شدند. با این حال زمانی که کار به تحصن و تحریم کشیده شد همین جناب شیخ سرانجام در برابر حکم حکومتی لزوم برگزاری انتخابات کوتاه آمد و حتی در آن انتصابات فرمایشی شرکت کرد. شوخی تلخ تاریخ بود که با گذشت کمتر از شش سال از آن ماجرا شیخ نیز به جرگه مغضوبین درگاه هدایت شود تا امروز برای دفاع از استقلال نمایندگان دست به نامه نگاری بزند؛ اما بر کسی پوشیده نیست که امروز دیگر هزار نامه هم نمی تواند کاری را بکند که شیخ می توانست آن زمان انجام دهد.