۷/۱۸/۱۳۸۹

سه آفت در پیش فرض های گفت و گو بر سر اعدام

گمان می کنم برقراری یک گفت و گو بدون پذیرش پیش فرض هایی مشترک تقریبا ناممکن است. با همین باور ترجیح می دهم به جای نوشتن از اعدام، از پیش فرض های نادرستی بگویم که غالبا گفت و گو بر سر این مجازات را به بن بست می کشاند. این سه پیش فرض نادرست حاصل تجربیات شخصی من در جریان گفت و گو بر سر مجازات اعدام هستند:

- موافقان مذهبی اعدام، مخالفت با اعدام را نوعی حمله به اعتقادات خود می دانند: این شاید رایج ترین مشکل در جریان گفت و گوهای اعدام، به ویژه در کشور ما باشد. موافقان اعدام چه در ایران و چه در دیگر کشورهای جهان معمولا از اقشار مذهبی هستند که چنین مجازاتی را در آموزه های دینی خود مشاهده کرده اند. لذا این افراد در گفت و گو با افراد غیرمذهبی، بحث را جدال بر سر تایید یا رد یک مجازات نمی دانند و آن را جدال تاریخی مذهب و کفر (خیر و شر) قلمداد می کنند، هرچند که گاه چنین پیش فرضی را در بروز نمی دهند. خوشبختانه در سال های اخیر فعالان مذهبی مخالف اعدام، نظیر عمادالدین باقی، در چهارچوب گفتمان مذهبی توانسته اند بحث مخالفت با اعدام را به خوبی پیش ببرند. اما من بجز وارد شدن به همین گفتمان مذهبی (که معمولا چندان مقبول غیرمذهبی ها نیست) راهکار دیگری برای حل مشکل فوق نمی شناسم، اما اطمینان دارم «وحشیانه خواندن اعدام» کمکی به حل این مشکل نخواهد کرد.

- موافقان اعدام، مخالفت با آن را حمایت از جرم یا مجرم قلمداد می کنند: پای مطلب «صندوقک» با عنوان «هيچ انساني اجازه صدورحكم ستاندن جان انسان ديگر را ندارد» در گوگل ریدر دوستی کامنت گذاشته است: «***خانم اگر یک نفر به شما بیش از 10 بار تجاوز به عنف کرد(ببخشید)ایا نباید او را اعدام کرد»؟ همین دوست کامنت دیگری گذاشته و افزوده است: «امثال ممد بیچه که قاتل ده ها فرزند خردسال این کشور بود باید مورد رفعت اسلامی قرار بگیرد‎». پرسش های اعتراض آمیزی از این دست، یکی از پاسخ های رایج موافقان اعدام در برابر استدلال مخالفان آن است. پرسش هایی که اگر فرض کنیم به صورت حساب شده و برای خروج بحث از روند منطقی طراحی نشده باشند، می توان تصور کرد که ناشی از دیدگاه غلط نسبت به مسئله مخالفت با اعدام هستند. طراح چنین پرسشی خود را در جایگاه مدافع مظلومان قرار می دهد و مخالف اعدام را حامی ظالم فرض می کند. نتیجه اینکه نه تنها نمی تواند منطق او را بپذیرد، حتی گاه از مخالفت با اعدام و مخالفان آن بیزار و متنفر می شود.

- مخالفت با اعدام، عملی سیاسی و تحت تبلیغات جهان غرب شناخته می شود: برای حامیان نظام حکومتی ایران، معمولا هرگونه انتقاد از قوانین این نظام، نوعی تلاش برای سرنگونی کلیت آن است. طبیعی است که مخالفت با اعدام یکی از بارزترین این تلاش ها قلمداد شود و به مانند همیشه رد پای رسانه های صهیونیستی هم در پشت قضیه دیده شود. اما جالب ترین نکته برای من این است که چنین نگاه تردید آمیزی به مسئله مخالفت با اعدام، تنها به حامیان مذهبی حاکمیت مربوط نمی شود و اتفاقا من آن را در گفت و گو با رفقایی که جزو اپوزوسیون حاکمیت هستند و به هیچ باور مذهبی هم اعتقاد ندارند مشاهده کرده ام! این دوستان مخالفان اعدام را متهم می کردند که بیش از حد تحت تاثیرات تبلیغات جهان غرب قرار گرفته اند و در نوعی از خودبیگانگی، می خواهند بدون توجه به شرایط جامعه، ظاهر آن را غربی کنند. این گروه اتفاقا خود را روشنفکرانی آشنا به شرایط جامعه و دلسوز مردم آن می دانند. در این حالت نیز وقتی مخاطب شما، مخالفین اعدام را گروهی انسان سطحی و فریب خورده قلمداد می کند که تمام تلاش هایشان نه از سر دلسوزی، که تنها از ره تقلیدگری است، امکان شکل گیری یک گفت و گو وجود ندارد.