۶/۱۴/۱۳۸۸

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟

دیکتاتورها دشمن می خواهند؛ این را همه می دانیم. جمهوری اسلامی نیز از بدو تولد خود دشمنان زیادی داشته، و یا دست کم برای خود تراشیده است. کمونیست ها (از اقلیت شروع شد و دست آخر دامان حزب توده را هم گرفت)، منافقین (که ابتدا فقط به اعضای سازمان مجاهدین خلق گفته می شد اما کم کم به هر برداشت متفاوتی از اسلام تعلق گرفت) آمریکا، اسراییل، انگلستان، آلمان و خلاصه هزار و یک دشمن فرضی و واقعی عجیب و غریب که برخی همیشگی هستند (مانند اسراییل) و برخی دیگر گذرا (مانند آلمان پس از برگزاری دادگاه میکونوس). اما اگر همه این دشمنان تنها ابزاری بوده و هستند برای پنهان سازی ضعف های نظام، یک دشمن حقیقی وجود دارد که به واقع ریشه هر نظام ایدئولوژیک و حکومت هر دیکتاتوری را خواهد سوزاند، اما تا کنون از سوی مسوولین کتمان می شد: علم!

سال ها گفتیم که اینان نوادگان برحق همان کتاب سوزان تاریخ اند و خرده گرفتند که راه افراط می روید! گفتیم که کتاب سوزی در نهاد اینان و بطن عقایدشان نهفته است و گفتند اتهام بی اساس می زنید؛ دریغ که در اثبات آنچه از روز آشکارتر بود دستمان خالی بود و زبانمان کوتاه؛ تا آنکه شاهد از غیب رسید! گویی به واقع برای سرکردگان کودتا روز حساب فرا رسیده است و دیگر نیازی به پرده پوشی نیست؛ پس در این عرصه بی رقیب پرده ها را برانداخته، نقاب های سی ساله از چهره ها برگرفته اند و راز نهان آشکار می کنند؛ فریاد «بسوزانید» امروز ورد زبان تمامی سرسپردگان اردوگاه کودتا است. فرمان برخورد با علوم انسانی در دانشگاه ها و جلوگیری از انتشار و ترویج کتب محققان، فلاسفه، جامعه شناسان و صاحب نظران غربی در کشور، یادآور خاطرات کتاب سوزی هایی است که دیر یا زود معتقدان به «حکومت اسلامی» باید بار دیگر زنده اش می کردند. شعله سوزان اعتقادات مومنین به خداوند «قهار» زبانه کشیده است؛ کتابخانه ها را آماده کنید.

تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر