۷/۰۶/۱۳۸۹

دادستان چه چیزی را منحل کرده است؟

محسنی اژه ای می گوید که حکم انحلال حزب مشارکت را صادر کرده است. این مسئله جدیدی نیست و پیش از این هم بارها در مورد غیرقانونی بودن جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب صحبت شده بود. با این حال من هنوز متوجه نشده ام که این آقایان در واقع در صدد انحلال چه چیزی هستند؟

دفتر اصلی اش مشارکت پس از کودتا پلمپ شد. نیمی از اعضای شورای مرکزی این حزب، از جمله دبیر کل آن روانه زندان شدند. مدت ها است که اعضای این حزب هیچ کجا نمی توانند گرد هم بیایند و تازه اثبات شده همان زمان هم که مثلا قانونی بوده اند و گرد هم می آمدند ریز مکالماتشان ثبت و ضبط می شد. حتی شکایت شاخص ترین چهره های این حزب، نه به عنوان اعضای شورای مرکزی یک حزب و نه به عنوان مدیران ارشد سابق کشور که حتی به عنوان شهروندان عادی کشور مورد رسیدگی قرار نمی گیرد. پس دیگر این دعوای انحلال چه صیغه ای است؟

از همه این مسایل گذشته، در نظام های مدرن، احزاب جدا از کارکرد غیر رسمی خود که به نوعی سازماندهی فعالان عرصه سیاسی و اجتماعی است، شخصیت های حقوقی پذیرفته شده ای هستند که از این هویت حقوقی می توانند استفاده کنند. برای مثال در انگلستان شهروندان می توانند به صورت داوطلبانه بخشی از مالیات خود را به جای دولت، به حساب یکی از احزاب کشور واریز کنند. پس در انگلستان حزب بودن و نبودن، دست کم به معنی دریافت پول از مردم خواهد بود. همچنین در اکثر کشوهای اروپایی، سرنوشت نخست وزیر در مجلس را تعداد نمایندگان هر حزب در پارلمان تعیین می کند. پس در این کشورها نیز نه تنها قانونی بودن یا نبودن یک حزب معنا دارد، که عضویت هر فرد و یا نماینده مجلس در این احزاب نیز سرنوشت ساز می شود.

اما در کشور ما نه تنها احزاب در ساختار حاکمیت هیچ گونه جایگاه تعریف شده ای ندارند، که حتی حیاتشان در زندگی روزمره مردم نیز به چشم نمی آید. برای مثال ورود به مجلس و یا شرکت در هیچ انتخابات دیگری نیازمند عضویت در احزاب نیست. نمایندگان یک حزب در مجلس تنها به صورت مجازی با یکدیگر احساس پیوند می کنند و به صورت حقوقی ملزم به اتخاذ تصمیمات مشترک نیستند. حتی برای راهپیمایی و تحصن و اعتراض در سطح شهر نیز افراد می توانند به صورت مستقل درخواست بدهند و باز هم احزاب هیچ برتری ویژه ای ندارند. احزاب ایرانی بیشتر به مجمع الجزایری از چند چهره سیاسی شناخته شده می مانند که گه گاه بیانیه مشترکی در مورد مسایل روز صادر می کنند، افطاری ماه رمضان می دهند و البته جنایات رژی صهیونیستی را محکوم می کنند. در چنین شرایطی به گمان من قانونی بودن و یا نبودن از اساس بی معنا است و جدال بر سر آن تنها به تسویه حساب های شخصی شباهت دارد.

پی نوشت:
از سال 83 تلاش کردم به عضویت حزب مشارکت در بیایم اما آخرش خودم هم نفهمیدم عضو شدم یا نه؟! یک مدت به عنوان شورای تهران شاخه دانشجویی، یا یک همچین چیزی خودمان را سر کار گذاشتیم و ماه ها نشستیم بر سر اساس نامه و آیین نامه با هم جدل کردیم، آخرش هم هیچ نشد که نشد. در واقع عضو بودن یا نبودن در این حزب، آن هم به عنوان گسترده ترین و پرهوادارترین حزب رسمی کشور (که گویا دیگر نیست) هیچ مرز مشخصی نداشت و فقط اعضای شورای مرکزی بودند که تکلیفشان روشن بود.
بیانیه مشارکت را در واکنش به اظهارات دادستان کل کشور بخوانید.