۶/۲۰/۱۳۸۹

از کرمانشاه

دو سه روزی می شود که در بلاد مادری به سر می برم. اولین نتیجه اش این شده که پادکست یازدهم «مروری بر یک هفته اخبار جنبش سبز» باز هم به تاخیر افتاده است. اما از این فرصت استفاده کردم و در مورد چند مطلب تحقیق کردم. اول در مورد شهید «حسین طهماسبی»، جان باخته سبز شهر کرمانشاه که برخی به اشتباه تاریخ شهادمت او را راهپیمایی 25 خرداد اعلام کرده اند در حالی که وی دو روز پیش از انتخابات و در پی حمله نیروهای بسیج به یکی از مراکز تجمع هواداران مهندس موسوی مضروب شده است. (توضیح اینکه اساسا در روز 25 خرداد در شهر کرمانشاه هیچ راهپیمایی سبزی برگزار نشد) در جریان این حمله نیروهای فشار با باتوم به سر حسین می کوبند، اما وی این مسئله را جدی نمی گیرد و پس از مراجعه به منزل از آن حرفی نمی زند. با این حال همین ضربه که منجر به خونریزی داخلی در سر وی شده سبب شهادتش می شود. با این حساب شاید باید حسین طهماسبی را اولین شهید جنبش سبز دانست که پیش از وقوع کودتا جان خود را از دست داده است.

از سوی دیگر خبر ضرب و شتم نیروهای انصار حزب الله کرمانشاه به سرکردگی «اشک تلخ» در پایتخت به صورت متفاوتی از آنچه اهالی کرمانشاه روایت می کنند بازتاب داشته است. (از خبر آنلاین بخوانید) برخی منابع پایتخت این حمله به حسینیه «حیدریه» کرمانشاه و ضرب و شتم نیروهای انصار حزب الله این شهر را نتیجه درگیری های داخلی نیروهای انصار حزب الله می دانند و مدعی شده اند که حمله کنندگان از خارج استان به کرمانشاه آورده شده اند. با این حال اهالی کرمانشاه روایت می کنند که ریشه ماجرا به مراسم تشییع پیکر «اسماعیل ططری»، نماینده مردم کرمانشاه باز می گردد. گویا در روز تشییع پیکر ایشان، انصار حزب الله به سرکردگی اشک تلخ به مسجد محل مراسم رفته و درهای آن را زنجیر می کنند و با مانور دادن در برابر آن مانع برگزاری مراسم می شوند. در آن روز و به درخواست فرزند آقای ططری، برای جلوگیری از بر هم خوردن مراسم کسی واکنش نشان نمی دهد و مجلس به منزل ایشان منتقل می شود. اما چندی بعد گروهی از مردم و دوست داران آقای ططری* برای انتقام به مسجد انصار حزب الله حمله می کنند و آنان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند تا جایی که شخص صادق اشک تلخ از چند ناحیه از جمله دست و سر دچار شکستگی می شود. نکته جالب اینجا است که این حمله به نوعی با حمایت و رضایت مسوولان شهری و انتظامی هم همراه بوده است. از یک طرف مسوولان شهری از دخالت ها و خودسری های انصار حزب الله به تنگ آمده اند و از سوی دیگر، فرمانده نیروی انتظامی که چندی پیش به همراه خانواده اش برای شرکت در کنسرت حسام الدین سراج (تصاویری از لغو این کنسرت را ببینید) مراجعه کرده بود با توهین از سوی اشک تلخ مواجه شده و کینه وی را به دل گرفته است. در حال حاضر، انصار حزب الله کرمانشاه که زمانی در این شهر حکومتی موازی تشکیل داده بودند نه تنها به شدت در موضع ضعف قرار گرفته و از ترس هوادارن اسماعیل ططری دست به عصا راه می روند، بلکه حتی قادر به شکایت به مراجع قانونی نیز نیستند که این در نوبه خود جالب توجه است.

در نهایت اینکه این روزها از کوچه های کرمانشاه بوی تعفن زننده ای به مشام می رسد که برای یک غریبه به هیچ وجه قابل تحمل نیست. اهالی معتقد هستند که دولت گاز ترش به لوله های گاز آنها تزریق کرده است و این بو ناشی از نشت همین گازها است. چند سال پیش و در زمستان سختی که کشور دچار کمبود گاز شد نیز اخبار گسترده ای از تزریق گاز ترش به خط لوله کشور منتشر شده بود که در صورت اثبات می توان آن را یک جنایت خواند. («جنایت» تعبیری است که یکی از نمایندگان مجلس هفتم در یک گفت و گوی دونفره با نگارنده این یادداشت به کار برد) گاز ترش به دلیل احتراق ناقص خطر گازگرفتگی و مرگ مصرف کنندگان را به شدت افزایش می دهد.


پی نوشت:
* اگر از اهالی غرب کشور باشید باید «لک»ها را بشناسید. گروهی که نمی توان آنها را یک قومیت به حساب آورد و بسیاری معتقد هستند ترکیبی از «لر» و «کرد» هستند (به همین دلیل هم «لک» خوانده می شوند). لک ها به نوعی حاشیه نشین های کرمانشاه محسوب می شوند. در شهر محله های خاص خود را دارند که به محله «لک ها» مشهور است. متاسفانه از لحاظ فرهنگی و اجتماعی محروم بوده اند و در سطح پایینی به سر می برند با این حال اسماعیل ططری، به دلیل تلاش های پیگیرانه اش برای حمایت از حقوق این گروه، در میان آنان محبوبیت کم نظیری داشت. در گیری با لک ها در کرمانشاه کم از خودکشی ندارد که گویا این روزها اشک تلخ و انصار حزب الله خواسته یا ناخواسته اسیر آن شده اند.