۷/۰۷/۱۳۸۹

بابا و احمدی نژادی متفاوت

از در که وارد می شوم به چهره خندان بابا بر می خورم. نیشش از بناگوش در رفته و تک تک ماهیچه های صورتش با تمام توان می خندد. کار چشم هایش از خنده گذشته و به اشک رسیده. زل زده به صورتم. می دانم که باید بپرسم. می پرسم: «چی شده»؟ هنوز پرسش من تمام نشده تند و تند می گوید: «احمدی نژاد می خواد بهمون پول بده»! با خودم می گویم بنده خدا ماجرای یارانه ها را جدی گرفته. می خواهم سر صحبت را باز کنم و توضیح بدهم که حرفم را قطع می کند و دوباره با عجله می گوید: «نه، نه، اون نه، یک پول گنده، پنج میلیون تومن می خواد بده»! به نظرم ماجرا جدی است.

بابا بازنشسته سال 74 است. بعد از سی سال خدمت در ارتش و هشت سال حضور در جنگ، وقتی بازنشست شد حقوقش به نصف کاهش پیدا کرد و حتی یک ریال هم به عنوان پاداش پایان خدمت دریافت نکرد. از خانه سازمانی ارتش هم بیرونش کردند و با جیب خالی آواره کرایه نشینی شد. در حال حاضر طبق قانون به ازای هر سال خدمت در هنگام بازنشستگی معادل یک ماه حقوق به کارمندان پرداخت می کنند که معمولا مبلغ قابل توجهی می شود اما به نسل همکاران بابا چیزی نرسیده بود. بعدها و در سال 82 (نمی دانم مجلس ششم یا هفتم) تصویب شد که به بازنشستگان قبلی هم به جای 30 ماه حقوق، 10 ماه حقوق بر پایه دریافتی سال 82 پرداخت کنند. حقوق بابا در سال 82 فقط 250 هزار تومان بود و آن زمان 2.5 میلیون تومان پاداش گرفت.

گویا به تازگی تصمیم گرفته اند 20 ماه پاداش باقی مانده را هم پرداخت کنند که البته باز هم بر پایه همان حقوق سال 82 محاسبه می شود و انگار که نه انگار از سال 82 تا کنون این مملکت بیش از 100 درصد تورم را تجربه کرده است. به هر حال برای بابا پنج میلیون تومان پول بزرگی است. آن هم در شرایطی که دولت های سازندگی و اصلاحات به پاس خدماتش آن برخوردها را کردند و حالا به قول خودش احمدی نژاد دارد جبران می کند. زبانم کوتاه است. چه بگویم؟ حق دارد. اگر دردمان یکی بودی چه بودی. سال ها است که به بهانه قیمت پایین دلار و درآمد پایین دولت بسیاری از کم کاری های دولت اصلاحات را توجیه کرده ایم. اما واقعیت این است که اگر دولت به هر دلیلی هم دچار کمبود درآمد شود، نباید فشار آن را متوجه ضعیف ترین اقشار جامعه، آن هم از نوع کارمندش کند. دریغ که آقایان زمانی که بر خر مراد سوار بودند گمان می کردند مردم فقط به این درد می خورند که پای صندوق حاضر شوند و به حضرات رای بدهند، بعدش خانه بنشینند و فشار گرانی و تورم را تحمل کنند. حتما باید بلایی همچون احمدی نژاد سر این مملکت می آمد تا بسیاری متوجه شوند اگر همین مردم نباشند، شما هزار سال نمی توانید باد به غبغب بیندازید که مدیران ارشد هستید و سرداران سازندگی و گلادیاتورهای اصلاحات.