۶/۱۶/۱۳۸۹

دو پرده برای روز وبلاگ نویسی فارسی

من

اولین وبلاگم را سال 83 آغاز کردم. یکی از دوستان با Persianblog آشنایم کرد و دست کم شش ماه تمام یک وبلاگ پر مخاطب را آنجا مدیریت کردم که بخش نظراتش همیشه داغ و شلوغ بود. به دلایلی ترجیح می دهم آن وبلاگ را از پیشینه خودم حذف کنم. شاید یک روز شهامتش را پیدا کردم در مورد دلیل این مسئله بنویسم، فقط این توضیح را بدهم که وبلاگ سیاسی و یا اعتقادی نبود و در حال حاضر نیز مدیریت پرشین بلاگ آن را به صورت کامل حذف کرده است. اگر می خواهم فراموشش کنم بیشتر به این دلیل است که آن دوره را یک اشتباه بزرگ در مسیر زندگی ام می دانم. اما پس از آن و در دی ماه 84 اولین وبلاگ سیاسی-اجتماعی خودم را آغاز کردم. در «خاک من» از مجموعه «بلاگفا» دوره بسیار زیبایی از وبلاگ نویسی را تجربه کردم. دوره ای سرشار از بحث ها و جدل های وبلاگ نویسی. مناظره های جنجالی و خلاصه هرچیزی که شاید این روزها دیگر وجود نداشته باشد. تا اینکه سه سال پیش در گریز از ضعف های مدیریتی و امنیتی بلاگفا دل از آن کندم و «مجمع دیوانگان» در آستانه سالروز تولد خودم به دنیا آمد. در طول این مدت شاید نظیر بسیاری از وبلاگ نویسان، وبلاگ های جنبی دیگری را هم تجربه کردم. جالب ترینش وبلاگی بود به نام «گفت و گوهای من و صادق». وبلاگی دو نفره بود با یکی از دوستان چپ گرا. مناظره های وبلاگی کفاف کارمان را نداد، یک وبلاگ مشترک تشکیل دادیم که آنجا با هم حرف بزنیم. متاسفانه این وبلاگ هم مثل تمامی وبلاگ های دیگری که در پرشین بلاگ یا بلاگفا داشتم امروز کاملا حذف شده است تا برای همیشه پشت دستم را داغ کنم و هیچ گاه به مجموعه های ایرانی اعتماد نکنم. «مجمع دیوانگان» این روزها تولد سه سالگی اش را پشت سر گذاشته است. یک بار به خاطر فیلتر شدن آدرسش را عوض کردم که چندان به درازا نکشید و آدرس دوم هم فیلتر شد. دیگر این کار را نخواهم کرد. به انتظار حذف آفت فیلترینگ از فضای وبلاگستان می نشینم و تا آن زمان همینجا دیوانگی می کنم.


وبلاگستان فارسی

بحث در مورد وبلاگستان فارسی و رونق و رکودش را همه دیده ام. راستش اگر این مناسبت خاص هم نبود هیچ گاه در این مورد چیزی نمی نوشتم. به گمان من این بحث هیچ گره ای از هیچ مشکلی باز نمی کند. تازه این در شرایطی است که بپذیریم اصلا مشکلی وجود دارد. من به هیچ مشکل غیرعادی و ویژه ای در وبلاگستان فارسی اعتقاد ندارم. هرچه هست تغییراتی طبیعی است. نمی توان توقع داشت جهان به انتظار ما بنشیند. به ویژه در دنیای مجازی هر روز شاهد پدیده جدیدی هستیم که شبکه های اجتماعی بارزترین آنها هستند. به گمان من وبلاگ نویس ها اگر می خواهند همچنان جایگاه خود را حفظ کنند باید با شرایط جدید خودشان را وفق دهند. راه حلش را من نمی دانم. گمان هم نمی کنم نسخه ای منحصر به فرد بتوان برایش پیچید. اما باور دارم بحث های این مدت بیش از هرچیز فرسایشی بوده، چرا که اتفاقا نمونه های آماری، چه از نظر مخاطبان، چه از نظر تعداد وبلاگ ها روند رو به رشدی را در وبلاگستان فارسی نشان می دهد. (دو نمونه آماری اش را از اینجا و اینجا ببینید) در نهایت اینکه من بخش بزرگی از ضعف های وبلاگستان را در فیلترینگ گسترده تحمیل شده بر آن می دانم. نمونه ساده اش اینکه خود من برای پاسخ دادن به نظرات وبلاگم آنقدر دچار مشکل هستم که در بیشتر مواقع قیدش را می زنم. تازه این در شرایطی است که کسی آنقدر به خودش زحمت بدهد که با هزار جور سختی بتواند یک نظر پای مطلبی بنویسد. خلاصه اینکه من کاملا به شرایط فعلی و آینده خوش بین و امیدوارم و در پاسخ تمام مشکلات تنها می گوید: «این نیز بگذرد».