۷/۲۵/۱۳۸۸

همه چیز در باره آقای ف

در زمان انتشار مطلب اجرای نمایش به پایان رسیده است؛ این یادداشت تنها برای ثبت در آرشیو وبلاگ منتشر می شود.

گمان من این است که اگر قرار باشد یک داستان ریال با یک اجرای تک نفره به روی صحنه برود، کمترین انتظار ممکن از نمایش باید یک شخصیت پردازی کامل باشد؛ اما «همه چیز درباره آقای ف» همین کمترین انتظار ممکن را هم برآورده نکرد. داستانی که به صورت کاملا مشخص (حتی نام اثر نیز این را فریاد می زد) قرار بود زندگی یک شخص را به تصویر کشیده و از مشکلات و –شاید- زیبایی های زندگی وی سخن بگوید، بدون هیچ انسجامی کار خود را شروع کرده و با پایانی کلیشه ای، در میان انبوهی از پراکندگی های نامربوط به اتمام رسید تا مخاطب پس از تماشای اثر حتی نتواند یک جمله قطعی در باب شخصیت فردی که بیش از یک ساعت به سویش خیره شده بود سخن بگوید.

«آقای ف» خواننده مجالسی بود که به دلیل نوعی بیماری صدایش صدمه دیده بود و صرفه های مداوم باعث شده بود تا در کار خود افت کرده و البته زندگی اش با مشکلات جدی مواجه شود. با این حال درست در شرایطی که نمایش بخشی از این مشکلات را به تصویر کشیده و مخاطب را به واکاوی آنان امیدوار می سازد، ناگاه همه چیز تغییر می کند و اصل بیماری مورد توجه قرار می گیرد و اتفاقا هم کار به جنگ و حملات شیمیایی کشیده می شود تا مخاطب از اینجا رانده و از آنجا مانده شود. نه حس همراهی با شخصیت داستان ایجاد شود و نه حتی فرصتی برای ایجاد یک حس ترحم ناقابل! اجرای ضعیف، یا اشتباهات فاجعه باری نظیر تکرار دیالوگ ها و توپوق زدن بازیگر، به خوبی با نمایش نامه کم جان و دیالوگ های بی مایه آن همخوانی دارد. هرچند شوخی های «اخراجی ها» مانند نمایش برای دقایقی مخاطبان را به خنده می اندازد، اما بدون تردید این اثر هیچ گاه در ذهن کسی باقی نخواهد ماند مگر به عنوان مثالی از یک اجرای ضعیف تمام عیار!

پی نوشت:

مجموعه ای از تصاویر نمایش را از اینجا ببینید.


تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید