۷/۲۹/۱۳۸۸

به بهانه اتحاد جنبش را محدود نکنیم

فقط خودم می دانم که در چند تجمع و راه پیمایی حاضر بوده ام و باز هم فقط خودم می دانم که با چه تعداد از راه پیمایان سبز پوشی مواجه شده ام که فریاد «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سر می داده اند. بدون تردید برای هر یک از شرکت کنندگان در راه پیمایی های پس از انتخابات تجربه مشابهی وجود دارد و نمی توان نادیده گرفت که عده زیادی (هیچ قضاوتی در مورد درصد آنها ندارم) از حامیان و فعالان جنبش سبز به صورت خودجوش چنین شعاری را سر می دهند. من اینجا هیچ بحثی در مورد فواید و یا مضرات احتمالی این شعار و چنین تفکری ندارم؛ اما باور دارم که حامیان و فریاد کنندگان این شعار نیز بخشی از جنبش سبز هستند که نه می توان آنان را نادیده گرفت و نه می توان آنان را به خاطر بیان خواسته هایشان مورد سرزنش قرار داد. مدتی است چهره ها و رسانه های حامی کودتا این شعار را دستمایه ای برای حمله به جنبش سبز قرار داده اند؛ چنین اتفاقی دور از ذهن نبوده و نیست؛ اما اینکه عده ای از داخل جنبش و به بهانه حفظ اتحاد و اصلاح کج روی های جنبش با کودتاچیان همصدا شده و ادعا کنند که «این شعار، شعار ما نیست» واقعا جای تاسف دارد.

ای کاش چنین دوستانی یک بار هم که شده از خود بپرسند که با چه مجوزی تصورات و باورهای خود را با قید «ما» به کلیت جنبش تسری می دهند؟ بر پایه کدام قرارداد مکتوب و مورد وفاق در جنبش سبز، سر دادن چنین شعاری را محکوم و نامطلوب می خوانند و در نهایت با قرار گرفتن در کدام جایگاه، حامیان جنبش سبز را به «خودی» و «غیر خودی» تقسیم بندی می کنند؟ اگر بپذیریم که جنبش سبز پیشرفتی خلاقانه و مبتنی بر ابتکارات جمعی مردم دارد* باید این را هم بپذیریم که مبتکران و فریاد کنندگان این شعار نیز بخشی از همین مردم هستند که نه تنها حضور فعال و چشم گیری در جنبش دارند، که اتفاقا خواسته بی راهی را هم مطرح نکرده اند.

پی نوشت:
این نکته ای است که مهندس موسوی نیز مدام بر روی آن تاکید می کند و در آخرین مصاحبه خود نیز بار دیگر اعلام کرد «در راه مردم حرکت خواهد کرد».
زودتر از اینها می خواستم در این مورد بنویسم؛ دست دست کردم و مجبتی سمیع نژاد گوی سبقت را ربود.
در مورد خود شعار «جمهوری ایرانی» هم خواهم نوشت.

تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید