۱۱/۰۶/۱۳۸۷

افسانه استقلال دانشگاه

75 سال پیش، دانشگاه تهران ریاستی را تجربه کرد که نامش در تاریخ دانشگاه های کشور جاودان شد. دکتر علی اکبر سیاسی، مردی بود که بیشترین تلاش را برای حفظ استقلال دانشگاه از دخالت های نظام حاکم انجام داد. روزهای منتهی به واقعه 16 آذرماه سال 32 دکتر سیاسی که دانشگاه خود را در محاصره نیروهای گارد امنیتی می بیند «در هيات دولت کودتا که از نخست وزير و کابينه نظامي تشکيل شده حاضر مي شود و به آنها اخطار مي کند که نيروهاي خود را از دانشگاه و اطراف آن دور کنند و تاکيد مي کند که اجازه خدشه به استقلال دانشگاه را به آنها نخواهد داد». پس از آن نیز ابتدا در برابر فرمان شاه مبنی بر اخراج اساتید توده ای از دانشگاه مقاومت می کند و زمانی که «12 تن از استادان دانشگاه تهران یعنی مهندس مهدی بازرگان، دکتر عبدالله معظمی، دکتر یداله سحابی، دکتر جناب، دکتر کریم سنجابی، دکتر آل بویه، دکتر نواب، دکتر عابدی، دکتر محمد قریب و مهندس حسیبی در محکومیت کودتا و لایحه کنسرسیوم بیانیه ای را امضا کردند» و یاز هم شاه خواستار اخراج آنها از دانشگاه شد، دکتر سیاسی خطاب به ارتشبد زاهدی (نخست وزیر وقت) می گوید «اگر دستم را هم قطع کنند با اخراج این اساتید موافقت نمی کنم».


نقل این مطالب بدون هیچ توضیح و تفسیری هم می تواند برای نسل دانشجویان امروز غبطه برانگیز باشد. اما گمان می کنم اگر شما هم این خبر را خوانده باشید به مانند من اعتراف می کنید که کار از غبطه خوردن گذشته، باید بنشینیم و های های گریه کنیم. محمدهادی صادقی، رییس دانشگاه شیراز اعلام کرده است «با دخالت نهادهای بیرون از دانشگاه و بازداشت دانشجویان دانشگاه موافق بوده است». کلاهتان را بالاتر بگذارید آقای صادقی.
(خرداد روز -ششم- بهمن ماه 87)