۱۱/۰۳/۱۳۸۷

این موجودات عجیب

ادب، تربیت و شعور انسان چیزی نیست که همراه با او به دنیا بیاید، از آنجا که این ویژگی های انسان، ویژگی هایی ثابت و جهانی به حساب نمی آیند (البته اگر بپذیریم که اساسا چنین ویژگی هایی وجود دارد) هر فرد در تماس با اجتماع اطراف خود آنها را کسب می کند. اجتماع به صورت مداوم با واکنش نشان دادن به هنجارشکنی های فرد وی را در مسیر موافق هنجارهای خود قرار می دهد که در این صورت با معیارهای آن جامعه می توان فرد را دارای ادب، تربیت، شعور و ویژگی هایی از این دست دانست. حال فرض کنید هنجار شکنی های یک گروه در جامعه نه تنها با واکنش منفی مواجه نشود که برعکس، مورد تشویق هم قرار بگیرد، گمان می کنید نتیجه چه خواهد بود؟

مدت ها است که نظام نیروهای بسیجی را از جامعه جدا کرده و آنها را آزاد گذاشته تا به هر ترتیب ممکن صداهای مخالف حاکمیت را سرکوب کنند و در برابر هر مخالفت کوچکی انواع و اقسام شوهای مسخره را برای حمایت از مواضع حکومتی به نمایش بگذارند. جذب نیروهای بسیجی تا پیش از این از دانشگاه ها آغاز می شد، اما از آنجا که تعداد دانشجویانی که حاضر باشند جذب یک گروه شبهه نظامی شده و به سرکوب حرکت های مردمی بپردازند زیاد نبود، مسوولین مجبور شدند یک قدم عقبتر رفته و کار را از دبیرستان ها شروع کنند و با قرار دادن انواع رانت و سهمیه درصد قابل توجهی از آنچه «دانشجوی بسیجی» می خوانند ایجاد کنند.

حال تصور کنید که یک نوجوان را از جامعه جدا کرده اید، در محیط هایی همچون مساجد و پایگاه های مقاومت بسیج ایزوله کرده اید، وی را مدام تشویق به برخورد با افراد جامعه می کنید و هرگاه هم که وی عملی مخالف عرف رایج در جامعه انجام می دهد وی را مورد تشویق قرار دهید؛ بدون تردید این فرد کم کم از حالت یک انسان با ویژگی های اجتماعی خارج می شود.

امروز که تصاویر مربوط به تجمع نیروهای بسیج در دانشگاه تهران را دیدم در اولین نظر تنها جلب خدماتی شدم که طراحان این تجمعات مجبورند در اختیار این نیروها قرار دهند تا آنها بتوانند به وظایف شرعی خود عمل کنند و یک هفته پس از پایان جنگ غزه و در حالی که ارتش اسراییل به صورت کامل از نوار غزه خارج شده است به فتوای مقام رهبری در مورد جهاد علیه کافرحربی در نوار غزه لبیک گفته و در دانشگاه تهران تجمع کنند!

اما وقتی که دوباره تصاویر را نگاه کردم به عکسی از بقایای برجای مانده از این موجودات برخورد کردم که برایم نشانه ای از شیوه تربیتی و آموزشی آنها است. نگاه کردن به این تصویر کاملا گویا است و نیازی به توضیح اضافه ندارد؛ گمان هم نمی کنم که امیدی به اصلاح این گروه و بازگشت آنها به جامعه طبیعی انسانی کشور وجود داشته باشد، تنها امیدی که گمان می کنم می توان داشت این است که رهبری فتوایی هم برای پاکسازی خیابان ها و فضای سبز غزه صادر کند، شاید نیروهای بسیج در یک همسان سازی مشابه آثار به جا مانده از خود در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف را پاکسازی کنند، در این حالت دست کم در کوتاه مدت خسارات کمتری از این گروه به جامعه وارد می شود.

پی نوشت:

ویژگی های ثابت انسانی در تمامی جهان یا ویژگی های فراگیر را اصطلاحا Rationality (یا عقلانیت فراگیر) می گویند، هرچند همه فلاسفه بر وجود چنین ویژگی هایی متفق القول نیستند.

اولین پاسخ به درخواست مقایسه خاتمی و موسوی را از وبلاگ حرف حساب دریافت کردم که به مانند همیشه مختصر و مفید نظرش را منعکس کرده؛ همچنان در انتظار پیوستن دیگر دوستان به این بحث هستم.

اردیبهشت روز -سوم- بهمن ماه 87