۱۰/۲۶/۱۳۸۷

برای وزیری که زمانی اهل سانسور نبود

(اشتاد روز -بیست و ششم- دی ماه 87)

چندی پیش عطاءالله مهاجرانی (وزیر فرهنگ دوران اصلاحات که دست کم زمانی برای من و نسل من اسطوره شده بود) در روزنامه اعتماد ملی یادداشتی نوشت با عنوان «کربلای غزه». در این یادداشت آقای مهاجرانی مردم فلسطین را به امام حسین و یارانش تشبیه کرده بود و نیروهای اسراییل را به لشکریان یزید. ایشان تاکید کرده بودند که حتی اگر مظلومیت امام حسین برای ما عینی نباشد در نمونه کنونی که همان غزه باشد همه می توانیم مصداق این مظلومیت را ببینیم. متن یادداشت را در وبلاگ ایشان دیدم و کامتی گذاشتم که متاسفانه امروز متوجه شدم ایشان ترجیح داده اند آن را منتشر نکنند و به زبان ساده تر نظر بنده را سانسور کرده اند. هرچند همان گونه که در کامنت خودم تاکید کرده بودم وبلاگ آقای مهاجرانی به مانند ملک شخصی ایشان است و من نمی توانم انتظار خودم را در حریم خصوصی ایشان تحمیل کنم، اما گمان می کنم این حق را داشته باشم که همان نظر را در وبلاگ خودم منتشر کنم:

جناب مهاجرانی، با سلام
مطلب شما را خواندم. متاسفانه هیچ موضوع جدیدی در آن پیدا نکردم، شاید این از پیش زمینه ذهنی اشتباه من ناشی می شود که گمان می کنم هرگاه به این وبگاه سر می زنم باید وقایع را از دیدگاهی متفاوت از آنچه در تفسیرهای خبری صدا و سیما منتشر می شود ببینم. اما اگر نخواهم به کلی گویی بپردازم و خود را نیز مستحق همان انتقادی که می خواهم به شما وارد کنم سازم، به صورت شفاف از شما می پرسم: «کدام فلسطین آقای مهاجرانی»؟ چرا با خواندن نوشته شما، به فرض کنار گذاشتن دیگر اخبار، تصور می کنم که میان کشوری به نام فلسطین با کشوری (و یا دست کم رژیمی)به نام اسراییل یک درگیری نظامی به وجود آمده و در جریان این درگیری جنایت کاران اسراییلی به مانند نیروهای یزید به مظلومین فلسطینی به مانند یاران امام حسین حمله کرده اند؟ آیا به درستی این همان منظور شما بوده و یا درک ناقص من؟

اگر فرض را بر برداشت خود از متن شما بگذارم (که غیر از این نیز عملی نیست) می توانم بپرسم آیا این کشور فلسطین رییس جمهوری (یا دست کم رییس تشکیلات خودگردانی) به نام محمود عباس هم دارد؟ آیا دولت وی و یا همان تشکیلات خودگردانش هم در این جنگ سهیم هستند؟ آیا اگر از همه مردم فلسطین (چه در غزه و چه در کرانه باختری) نظر سنجی شود این جنگ را نبرد میان اسراییل با فلسطین می دانند یا نبرد میان اسراییل با حماس؟ این یکی را دیگر بدون پرسش مطرح می کنم چرا که به اطلاعات خبری شما ایمان دارم، ایمان دارم که شما بهتر از من می دانید که چه کسی پیشنهاد تمدید آتش بس میان حماس و اسراییل را داد و چه کسی آن را نپذیرفت. (آیا در ماجرای عاشورا نیز اما حسین در پایان دادن به آتش بس پیشقدم بود؟) حال آیا صرف برتری قاطع نظامی اسراییل بر حماس دلیلی بر حقانیت حماس خواهد بود که شما آن را با امام حسین مقایسه می کنید؟ آیا از این پس در هر درگیری در گوشه و کنار جهان اگر یک طرف به شدت ضعیف تر از طرف دیگر بود باید وی را حق و دیگری را باطل بدانیم؟ راستی، آیا اساس حقانیت امام حسین در کمتر بودن قوای نظامی او خلاصه شده بود؟

آقای مهاجرانی
محکوم بودن کشتار زنان و مردان و کودکان بی دفاع در هر جنگی در هر کجای جهان را همه ما می پذیریم، اما آیا رفتاری که حماس با مردم خود، تاکید می کنم با هموطنان خود داشته است را نیز محکوم خواهید کرد؟ کودتای سال گذشته حماس علیه تشکیلات خودگردان را از یاد برده اید؟ حمله حماس به تمامی مخالفان خود در نوار غزه و بازداشت و کشتار آنان را نادیده می گیرد؟ حتی در شرایط کنونی نیز این حماس است که شهروندان غزه را به گروگان گرفته و در برابر گلوله باران دشمن خارجی با آنها سپر انسانی تشکیل داده است.

آقای مهاجرانی
آیا تا کنون تصاویری از قربانیان غزه که صراحتا حماس را مسوول از دست دادن عزیزانشان می دانند مشاهده کرده اید؟ آیا می دانید تعداد شهروندان غزه که در زندان های حماس به سر می برند بیشتر است یا زندان های اسراییل؟

و در نهایت آقای مهاجرانی
آن اظهار نظر کم نظیر نماینده حماس را شنیدید که گفته بود: «اسراییل را شکست می دهیم همان گونه که یزید حسین را شکست داد»؟ گمان می کنم برای شمایی که علاقه دارید همه چیز را به وقایع کوچکترین بخش کره زمین آن هم در 1400 سال پیش مربوط سازید همین اظهار نظر کافی باشد. امیدوارم این انتقادات (که برای خودم بیشتر جنبه درد دل داشت) را در وبلاگ خود منتشر کنید. هرچند اینجا خانه شما است و من انتظار و ادعایی در آن ندارم.
ممنون