۵/۰۴/۱۳۹۰

چه باید کرد؟ - مبارزه طلبی سیاسی

شهروند سبز - «چه راهی باقی می ماند که بتواند برتری آشکاری به مقاومت دموکراتیک بخشیده و در عین حال گرایش به تضعیف هرچه بیشتر نقاط ضعف دیکتاتوری داشته باشد؟ کدام حرکت تکنیکی‌ای می‌تواند قدرت سیاسی را نمایان کند؟ گزینه مناسب برای این پرسش، مبارزه طلبی سیاسی است.

مشخصات مبارزه طلبی سیاسی به قرار زیر است:


- مبارزه طلبی سیاسی نمی‌پذیرد که نتیجه مبارزه توسط راه‌کارهای مبارزاتی که توسط دیکتاتور انتخاب می‌شوند، تعیین گردد.


- مبارزه برای رژیم مشکل است.


- مبارزه‌طلبی سیاسی به گونه‌ای منحصر به فرد می‌تواند نقاط ضعف دیکتاتوری را بدتر کرده و منابع قدرت را از وی دریغ کند.


- مبارزه‌طلبی سیاسی می‌تواند حرکتی کاملا پراکنده باشد ولی در عین حال بر روی یک موضوع خاص متمرکز باشد.


- مبارزه‌طلبی سیاسی موجب بروز خطا در قضاوت و عمل دیکتاتور می‌شود.


- مبارزه‌طلبی سیاسی می‌تواند به صورتی موثر مردم، گروه‌های اجتماعی و موسسات مختلف را به صورت یک کل واحد با هدف خاتمه دادن به سلطه وحشیانه عده‌ای معدودی بر آن‌ها، بسیج نماید.


- مبارزه‌طلبی سیاسی می‌تواند باعث توزیع موثر قدرت در جامعه گردد که خود باعث محتمل‌تر شدن تاسیس و پابرجا ماندن یک جامعه دموکراتیک می‌شود».


مبارزه‌طلبی سیاسی یا همان مبارزه بدون خشونت چه مختصاتی دارد؟ چرا پیروز می‌شود یا شکست می‌خورد؟

«خطای معمول در مبارزه‌طلبی‌های سیاسی پیشین، که اکثرا بدون برنامه ریزی قبلی شکل گرفته بودند، این بود که تصور می‌شد می‌توان با اتکا بر یک یا دو روش، مثل اعتصابات و تظاهرات عمومی، به نتیجه رسید. در حقیقت روش‌های بسیاری وجود دارند که به استراتژیست‌های مقاومت اجازه می‌دهند در مواقع لزوم مقاومت را متمرکز کرده یا پراکنده سازند.

در حدود دویست روش از اقدامات غیرخشونت آمیز شناخته شده و مطمئنا روش‌های بسیار دیگری وجود دارند. این روش‌ها تحت سه دسته اصلی طبقه‌بندی شده‌اند: اعتراض و ترغیب، عدم همکاری و تهاجم. روش‌های اعتراض و ترغیب اکثرا تظاهرات نمادین هستند که شامل رژه‌ها، راه‌پیمایی‌ها و شب‌زنده‌داری‌ها می‌شود. عدم همکاری خود به سه زیر گروه تقسیم می شود. (الف) عدم همکاری اجتماعی، (ب) عدم همکاری اقتصادی (شامل تحریم‌ها و اعتصابات) و (ج) عدم همکاری سیاسی. تهاجم‌های غیرخشونت‌آمیز نیز با راه‌کارهای روانی، فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‌ای همچون روزه، تصرف غیرخشونت آمیز و دولت های موازی دسته آخر هستند.

تعداد قابل توجهی از این روش‌ها که با دقت انتخاب شده و به صورتی پایدار توسط مردم غیرنظامی در متن یک استراتژی هوشمندانه حاوی تاکتیک‌های مناسب بکاربرده شوند هر حکومت نامشروعی را با مشکلاتی جدی مواجه خواهند کرد. این موضوع شامل تمامی حکومت های دیکتاتوری نیز می‌گردد».

در یادداشت های بعدی بیشتر درباره انواع روش‌ها خواهم نوشت اما فکر می‌کنم این پاراگراف یکی از عمده ترین مشکلات ما را نشان‌مان می‌دهد: استفاده نکردن از انواع روش‌های مبارزه. علاوه بر انواع روش‌های ذکر شده در این کتاب، در اکثر کشورها مردم روش‌هایی نو متناسب با خصوصیات خاص کشور خودشان به کار برده‌اند. ما هم باید بیشتر فکر کنیم، خلاقیت به کار ببریم و از شکست‌های مقطعی یا تمسخر شدن‌مان نهراسیم. اگر بی‌شماریم باید بی‌شمار روش برای پیشبرد اهداف‌مان پیشنهاد کنیم و به کار ببریم.


پی‌نوشت:
مجموعه یادداشت «چه باید کرد»؟ را «شهروند سبز» بر پایه آموزه‌های کتاب «از دیکتاتوری تا دموکراسی» تهیه کرده است. شما نیز می‌توانید علاوه بر ارسال یادداشت‌های پراکنده، ستون ثابت خود را در «مجمع دیوانگان» تعریف و راه‌اندازی کنید.