۴/۲۷/۱۳۹۰

چه باید کرد؟- قدرت از کجا می‌آید؟


شهروند سبز - به طور قطع دست‌یابی به آزادی از طریق صلح کار ساده‌ای نیست و رسیدن به این هدف نیاز به مهارت بالای استراتژیک، تشکیلات و برنامه‌ریزی دارد. علاوه بر همه این‌ها رسیدن به آزادی نیازمند قدرت هم هست. دموکرات‌ها بدون به کارگیری موثر قدرت خود، نمی‌توانند به پایین کشیدن دیکتاتوری و تاسیس آزادی سیاسی امیدوار باشند. ولی دستیابی به این امر چگونه امکان‌پذیر است؟ دموکرات‌های مخالف، توان تجهیز چه نوع قدرتی را دارند که برای نابودی دیکتاتورها با وجود تمامی شبکه‌های نظامی و پلیسی‌اش کافی باشد؟ پاسخ این سوال در درک مفهوم غالبا نادیده گرفته شده قدرت سیاسی نهفته است. درک این دیدگاه کار سختی نیست. برخی حقایق اساسی، بسیار ساده‌اند.

منابع مورد نیاز قدرت سیاسی

اصل موضوع ساده است. دیکتاتورها به همکاری مردمی که بر آن‌ها حکمرانی می‌کنند، محتاج هستند و بدون آن نخواهند توانست منابع قدرت سیاسی خود را تامین کرده و آن را تداوم بخشند. این منابع قدرت سیاسی شامل موارد زیر می‌شوند:

مشروعیت: باور عمومی در میان مردم نسبت به اینکه حکومت قانونی است و آن‌ها نسبت به فرمانبرداری از آن، تعهدی اخلاقی دارند.

منابع انسانی: تعداد و اهمیت افراد و گروه‌هایی که از حکام اطاعت کرده، با آن‌ها همیاری می‌کنند و یا به حکام کمک می‌نمایند.

مهارت و دانش: برای حکومت به منظور انجام اعمال بخصوص مورد نیاز است و توسط افراد و یا گروه‌های همیاری دهنده تامین می‌شود.

فاکتورهای غیرعینی: فاکتورهای روانی و ایدئولوژیکی که ممکن است مردم را وادار به فرمانبرداری از حکام، و مساعدت به آن‌ها بنماید.

منابع مادی: میزانی از دسترسی و اعمال نظر که حکام بر روی دارایی‌ها، منابع طبیعی، منابع مالی، سیستم اقتصادی و وسایل ارتباطی و حمل و نقل دارد.

جریمه‌ها و کیفرها: بکارگیری و یا تهدید به بکارگیری مجازات‌ها بر ضد متمردین یا کسانی که از همیاری دریغ می‌کنند به منظور کسب اطمینان از اطاعت و همیاری آنان.

حال به بررسی منابع قدرت حکومت فعلی خودمان بپردازیم. در مورد نخست یعنی مشروعیت حکومت به شدت کاهش یافته و عده زیادی دست‌کم دولت کنونی را قانونی نمی‌دانند. شاید بتوان گفت مشروعیت حکومت هرگز تا بدین حد کاهش نیافته بود.

در مورد دوم می‌توان گفت اهمیت افراد و گروه‌های همراه حکومت به میزان بیش از حدی کاهش پیدا کرده است. اما همچنان عده‌ای از اصول گرایان و طیف‌های سنتی مذهبی با حکومت همراهی می‌کنند.

با توجه به شواهد، حکومت به لحاظ مهارت و دانش فنی دچار مشکل نشده یا اگر هم شده با پرداخت پول نفت جبرانش کرده، اما از نظر دانش‌های مدیریتی، اقتصادی، دیپلماتیک و ... حکومت دچار ضعف شدیدی است که حتی حاضر به پذیرفتنش نیست.

فاکتورهای ایدئولوژیک مورد استفاده حکومت فعلی برای کنترل مردم، مذهب آن‌ها است. به نظر می‌رسد از دو جهت این فاکتور تضعیف شده است. از یک سو به علت رفتارهای حکومت نفوذ مذهب در بین مردم کاهش یافته و از سوی دیگر افراد و گروه‌های مذهبی مخالف همچون آیت‌الله منتظری و جریان‌های ملی مذهبی، پایبندی این حکومت را به اصول مذهبی زیر سوال برده و نفی کرده‌اند.

در مورد منابع مادی حکومت فعلا کنترل کامل بر تمام اجزا را داراست و به مدد بهای بالای نفت توانسته مشکلات مدیریتی خود را پنهان کند. اما در این شرایط که احتمال کاهش قیمت نفت بسیار زیاد است و تحریم‌های اقتصادی بسیار گسترده شده‌اند، شاید در آینده‌ای نه چندان دور حکومت به لحاظ تامین منابع مالی دچار مشکل شود. اما در هر حال تمام نهاد‌های اقتصادی عمده کشور در اختیار کامل حکومت قرار دارند.

در مورد آخر نیز حکومت فعلا کاملا کارا عمل کرده است و نهادهای قضایی، امنیتی، سپاه، بسیج و لباس شخصی ها، کاملا گوش به فرمان و مطیع اوامر بوده‌اند.

همگی ما باید به این نکات فکر کنیم و با این شناخت نقاط قوت خودمان و نقاط ضعف حریف را روشن‌تر ببینیم. برنامه ریزی‌های استراتژیک ما دقیقا برپایه همین شناخت‌ها پایه ریزی خواهند شد.

پی نوشت:
مجموعه یادداشت «چه باید کرد»؟ را «شهروند سبز» بر پایه آموزه‌های کتاب «از دیکتاتوری تا دموکراسی» تهیه کرده است. شما نیز می‌توانید علاوه بر ارسال یادداشت‌های پراکنده، ستون ثابت خود را در «مجمع دیوانگان» تعریف و راه‌اندازی کنید.