۱۲/۰۲/۱۳۹۰

روز جهانی زبان مادری: «حیدربابا حرف دل من است»


یک شهروند سبز- آنا دیلینه یازماخ منه چوخ چتیندی، فیکیرلشدیم، گوردوم هامیدان یاخچی بودی که حیدربابانین بیر قسمتین سیزه نقل الیم که منیم سوزوم دی.

حيدربابا ، شيطان بيزى آزديريب
محبتى اورکلردن قازديريب
قره گوْنوْن سرنوشتين يازديريب
ساليب خلقى بير-بيرينین جانينا
باريشيغى بلشديريب قانينا

***

گوز ياشينا باخان اوْلسا، قان آخماز
انسان اوْلان خنجر بئلينه تاخماز
آمما حئييف کوْر توتدوغون بوراخماز
بهشتيميز جهنّم اوْلماقدادير!
ذى حجّه ميز محرّم اوْلماقدادير!

...

حيدربابا گؤيلر بوْتوْن دوماندى
گونلريميز بير-بيريندن ياماندى
بير-بيروْزدن آيريلمايون، آماندى
ياخشيليغى اليميزدن آليبلار
ياخشى بيزى يامان گوْنه ساليبلار

...

حيدربابا، غيرت قانون قاينار کن
قره قوشلار سنَّن قوپوپ، قالخار کن
اوْ سيلديريم داشلارينان اوْينار کن
قوْزان، منيم همّتيمى اوْردا گور
اوردان اَييل، قامتيمى داردا گور

...

حيدربابا، مرد اوْغوللار دوْغگينان
نامردلرين بورونلارين اوْوگينان
گديکلرده قوردلارى توت، بوْغگينان
قوْى قوزولار آيين-شايين اوْتلاسين
قوْيونلارون قويروقلارين قاتلاسين

(شهریار)

بو زمان ده هر شی دن چوخ من بیرلیغی ایستیرم. منیم رویام بودی که هامیمیز ایاغا دوراخ تا حقیمیزی اله گتیرخ. بیزیم حقیمیز آزادلیخ دی. آزاد اولاخ که هر کس اوز دیلینه دانیشا، اوز دیلینه یازا، و هامّی دیل لره احترام گویا. آزاد اولاخ هره اوز فرهنگینه صاحاب دورا، و هرشکیل ده که ایستیر زندگانلیق الیه، آمّا هامّی فرهنگ لره احترام گویا. منیم رویام بودی که بیر گون یتیشه ایرانین دورت گوشه سینین آدام لاری، مختلف دیل و مختلف مذهب لرینن، بیر بیرینین الینن یاپیشالار و حق دن دفاع الیلر. منیم رویام بودی که تفاوت لاریمیزدان لذت آپاراخ و قدرین بیلخ. عاشیق لارین سازی، آوازین سیز اشیدسیز، سیزین ساز و آوازییزی بیز. بیلیرم چتین دی، آمّا بو گون گله جخ، ایمانیم وار.

------------------

نوشتن به زبان مادری برای من بسیار سخت است، به همین خاطر فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که بهترین کار این است که قسمتی از شعر حیدربابا را برای شما نقل کنم که حرف دل من هم هست.

حیدربابا، شیطان ما را از راه مان منحرف کرده است
مهر و محبت را از دل هایمان بیرون کرده است
سرنوشت تیره، روزمان را سیاه کرده است
و تمام مردم را به جان هم انداخته است
و آشتی و صلح در خون خودش غلطیده است

***

اگر کسی به اشک چشم های مردم نگاه می کرد دیگر خونی بر زمین جاری نمی شد
اگر کسی انسان باشد به کمرش خنجر نمی بندد
اما حیف که کور(دل) فقط حرف خودش را قبول دارد
بهشت مان رو به جهنم شدن دارد
ذی حجه می خواهد به محرم تبدیل شود

...

حیدربابا تمام آسمان را مه گرفته است
هر روزمان هم بدتر از دیروز است
از همدیگر جدا نشوید، مواظب باشید
خوبی و خوبی کردن را از دست مان گرفته اند
ببین ما را به چه روزی انداخته اند

...

حیدربابا، تا خون غیرت تو بجوشد
عقاب های سیاه از روی تو بلند شوند و پرواز کنند
با تخته سنگ هایت بازی و شکار کنند
برخیز و همت مرا در آسمان ببین
از آنجا هم خم شو و قامتم را بر سر دار ببین

...

حیدربابا، مردان مرد به دنیا بیاور
دماغ نامردها را له کن(شکست شان بده)
در گردنه ها گرگ ها را بگیر و بکش
بگذار بره های تو آسوده بچرند
و بره های تو فربه شوند.

در این زمان بزرگترین آرزوی من همبستگی ماست. رویای من این است که همه ما برپاخیزیم تا حق مان را به دست بیاوریم. حق ما آزادی است. اینکه آزاد باشیم تا هرکس به زبان خودش حرف بزند، به زبان خودش بنویسد، و در عین حال به تمام زبان‌ها احترام بگذارد. آزاد باشیم تا فرهنگ خودمان را زنده نگه داریم و هرطوری که دوست داریم زندگی کنیم، و در عین حال به همه فرهنگ ها احترام بگذاریم. رویای من این است که روزی برسد که اهالی چهارگوشه ایران با مذاهب و زبان های مختلف، دست همدیگر را بگیرند و از حق هم دفاع کنند. رویای من این است که از تفاوت هایمان لذت ببریم و قدرشان را بدانیم. شما صدای ساز و آواز عاشق ها را بشنوید و ما صدای ساز و آواز شما را بشنویم. رسیدن به این رویا سخت است، اما می دانم که این روز خواهد رسید، ایمان دارم که خواهد رسید.

پی‌نوشت:
شما هم در گرامی‌داشت روز جهانی زبان مادری مطلبی بنویسید.