۱۲/۱۳/۱۳۸۷

چه کسانی گرد کروبی جمع می شوند؟

نمی دانم چرا تمام آنانکه با اشتباهات خود دستاویز مناسبی را برای لجن پراکنی های رقبا بر چهره اصلاحات فراهم کردند امروز در گرد شیخ الشیوخ کروبی جمع شده اند و اتفاقا گذشته خود را فراموش کرده اند؟ به این لیست دقت کنید:

غلامحسین کرباسچی: شهردار توانای تهران از پشتوانه های جبهه دوم خرداد محسوب می شد. پخش تلویزیونی دفاعیات وی در دادگاه نه تنها نتوانست محبوبیتش را کاهش دهد، که حتی نتیجه معکوس داد؛ با این حال امروز و پس از خارج شدن از فضای احساسی و سیاسی پرونده وی، می توان به خوبی قضاوت کرد هرچند انگیزه تشکیل دادگاه وی تنها ضربه زدن به اصلاحات بود، با این حال باید اعتراف کنیم که فساد مالی و حاتم بخشی های فراقانونی او اثبات شده بود. دلایلی همچون «پایین بودن دستمزد قانونی برای استخدام مدیران کارآمد» و یا «موافقت شخص دوم نظام» (منظور رییس جمهور وقت هاشمی رفسنجانی بود) به هیچ وجه توجیهی برای پاداش های غیرقانونی وی به مدیرانش نبودند. دست کم برای جناحی که با شعار «قانون گرایی» بر روی کار آمده بود این یک تناقض آشکار محسوب می شد.*

عباس عبدی: مردی که مدت ها در کنار سعید حجاریان نام وی به عنوان تئوریسین اصلاح طلبان بر زبان می آمد. عبدی که دست کم برای بساری از هم نسلان من به یکی از اسطوره های اصلاحات بدل شده بود در ماجرای دفاعیاتش در دادگاه ضربه ای به اصلاحات زد که شاید نظیرش هیچ گاه تکرار نشد. درست در زمانی که همه انتظار داشتند وی با دفاعیاتش در دادگاه نه تنها از خود و جریان اصلاحات دفاع کند، بلکه رسوایی بزرگی برای پرونده سازان به بار آورد او با پذیرش همه اتهامات و اعتراف به گناه همه را شوکه کرد. جدا از اینکه چه عواملی باعث شد که عبدی در زندان با قاضی مرتضوی توافق کند و از دفاعیاتش صرف نظر کند، سرانجام دادگاه او سوگ و سکوت در اردوگاه اصلاح طلبان بود و ولوله و شادی در جبهه بحران سازان.

محمد قوچانی: در تاریخ هشت ساله اصلاحات شاید بتوان تحصن نمایندگان مجلس ششم را مهم ترین رخ داد سیاسی کشور پس از وقایع کوی دانشگاه دانست. درست در زمانی که به نظر می رسید نتیجه این تحصن سرنوشت و آینده اصلاحات و البته کشور را تعیین خواهد کرد سردبیر روزنامه شرق در اقدامی عجیب تصمیم به یک ماجراجویی گرفت. انتشار تصویر محسن میردامادی بر سر میز غذا، با تیتر استهزاء آمیز «آغاز روزه سیاسی متحصنین» چنان ضربه ای به وجهه نمایندگان معترض زد که امثال برادر شریعتمداری به خوابشان هم نمی دیدند. غضنفر مطبوعات که زمانی شدیدترین و حتی توهین آمیز ترین حملات را به هاشمی رفسنجانی می کرد، بعدها قلمش را در خدمت ستایش از وی در آورد و سرانجام و در آخرین اسباب کشی خود سر از اردوگاه «اعتماد ملی» در آورد. وی پس از آنکه به سمت «مشاور مطبوعاتی کروبی» درآمد مدعی شد «مشاور کروبی هستم ولی به اعتماد ملی نمی روم»؛ اما این ادعای جناب قوچانی نیز مانند منش همیشگی وی در فضای سیاسی دوامی نداشت.

عطاءالله مهاجرانی-جمیله کدیور**: مهاجرانی را شاید بتوان محبوب ترین وزیر خاتمی دانست؛ محبوبیت کم نظیر در کنار سخنوری وی توانست حتی استیضاح کنندگانش را نیز از پا درآورد و کار را به جایی برساند که بسیاری او را گزینه آینده اصلاح طلبان پس از کناره گیری خاتمی بدانند. با این حال ماجرای عجیب و غریب ازدواج های موقت وی نه تنها پرونده سیاسی ایشان را کاملا مختومه کرد و سبب شد تا به همراه خانواده جلای وطن کند، بلکه دست مایه مناسبی برای لجن پراکنی های بدگویان در زمینه رسوایی های اخلاقی اصلاح طلبان پدید آورد.

پی نوشت:

* متن دفاعیات کرباسچی را بر روی وب پیدا نکردم. باید به کتاب «آخرین دفاع» مراجعه کنید.
** بهانه نوشتن این پست اظهارات جمیله کدیور در قالب یادداشتی در روزنامه اعتماد ملی بود.

این خبر را هم بعد از نوشتن پست دیدم که اینجا اضافه می کنم.



تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید