۱۲/۲۵/۱۳۸۷

تا مرد سخن نگفته باشد...

جناب میرحسین مدتی است که قفل سکوت را شکسته اند. قفل سکوتی که سال ها بود به مصداق پوششی تمامی داشته ها و نداشته هایشان را پنهان کرده بود؛ اما این روزها حرف و خبر از آخرین نخست وزیر ایران بسیار است و به همین میزان امکان نقد و سنجش ایشان افزایش یافته است. اما اگر جدیدترین سخنان ایشان را در حسینیه نازی آباد ملاک سنجش قرار دهیم تنها می توان یک نتیجه گیری از شخصیت جناب موسوی به دست آورد: «مردی منجمد در تاریخ»!

آقای میرحسین که 20 سال است تنها به عنوان نخست وزیر دوران جنگ شناخته شده اند پس از سال ها سکوت نه تنها یک برنامه نیم بند برای نجات و رهبری کشور در صورت پیروزی خود ارایه نکردند، بلکه حتی مانند سنت همیشگی نامزدهای انتخاباتی کشور ما یک شعار انتخاباتی هم ارایه نکردند تا شاید از قبل آن بتوان به رویکردهای کلی دولت ایشان دست یافت.

محور سخنان مردی که 20 سال سکوت کرده بود و قرار است محور اجماع اصلاح طلبان قرار گیرد «اسلام ناب محمدی» بود. جدا از اینکه تعاریف آقای موسوی از این ترکیب تکراری و دست مال شده درست به اندازه خود آن ترکیب قدیمی و پوسیده است، برای من جای این پرسش باقی مانده است که: «آقای میرحسین! واقعا تمامی این اصرارها بر نامزد شدنتان فقط برای تکرار همین حرف ها بود؟ یعنی آن «احساس وظیفه»ای که شما را وادار به شرکت در انتخابات کرد بود همین طرح مجدد اسلام ناب محمدی بود؟ آیا تمامی برنامه های شما برای نجات کشوری به بزرگی ایران، آن هم در قرن 21، بازگشت به اسلام ناب محمدی است؟ واقعا که خسته نباشید».

پی نوشت:

نمی دانم برای پوپولیست بودن آیا فقط باید قیافه زشتی داشت؟ به مردی که برای صحبت کردن از ساده ترین مسایل دست به دامان «سریال حضرت یوسف» می شود چه می گویید؟

وبلاگ نویسان هوادار خاتمی تکانی خورده اند؛ برای پیوستن به اینجا سر بزنید.

فاحشگی در فرهنگ ما معنای تثبیت شده ای دارد که تا حدودی در سال های اخیر در حال گسترش است. برای مثال «فواحش مطبوعاتی» ترکیبی بود که یکی از حضرات برای نامیدن خبرنگاران روزنامه خودش به کار برده بود! بنده هم اعتقاد دارم مدت ها است عده ای به «فاحشگی سیاسی» روی آورده اند؛ یک عده از همین حضرات مدام پیامک های کناره گیری سیدمحمد خاتمی را منتشر می کنند که فعلا از ذکر نامشان خودداری می کنم.

تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید