
گمان می کنم گاه یک اشاره کوچک می تواند بهتر از هفتاد من کاغذ سیاه شده نمایانگر نگرش یک شخص باشد؛ عبارت ذکر شده از جناب غفوری فرد نیز برای من به خوبی نمایانگر دیدگاه ایشان نسبت به شان مجلس و جایگاه نمایندگان آن است؛ وقتی نماینده ای که قرار است زبان گویای مردم در مجلسی باشد که دست کم بر روی کاغذ در راس امور قرار دارد افتخار می کند که مجلس کوچکترین مانعی بر سر راه دولت ایجاد نکرده و از اظهار نظرهای مستقل مجلس و انتقاد نسبت به اشتباهات فاحش دولت به عنوان «بداخلاقی سیاسی» نام می برد دیگر چگونه می توان به چنین مجلسی دلخوش کرد و آن را «خانه مردم» دانست؟
ای کاش آقای غفوری فرد توضیح می دادند که نماینده و یا نمایندگان مردم چگونه می توانند «بداخلاقی سیاسی» کنند؟ ایشان در ادامه برای نمونه به ماجرای خارج کردن استیضاح وزیر کشاورزی از دستور کار مجلس نیز اشاره می کنند و این را نیز نکته مثبتی در کارنامه لاریجانی و دیگر اعضای هیات رییسه مجلس می دانند. واقعا بر عاقبت مجلسی که برای ایجادش خون ها داده شده باید گریست که اینک به جای آنکه جایگاهی باشد برای «وکیل الرعایا»ها، محملی شده است برای «وکیل الدوله»ها.
پی نوشت:
مطالعه سالنامه اعتماد را به تازگی آغاز کرده ام اما تا همین جا نیز می توانم آن را به همه دوستان پیشنهاد کنم، به ویژه «ناگفته های محمدباقر قاليباف از حادثه خوابگاه طرشت» را.
اوین باز هم قربانی گرفته است؛ این چه نوروز خونین و این چه سکوت سنگینی است که نصیب ما شده؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر