۸/۰۹/۱۳۹۰

سیاهی لشکر نیاید به کار

اصل 88 قانون اساسی در مورد «سوال از رییس جمهور» حداقل درخواست «یک چهارم از کل نمایندگان مجلس» را ضروری می‌داند. (+) این جنبه «حقوقی» سیاست است. با این حال قدرت یک وجه «حقیقی» هم دارد. هرقدر قانون‌گرایی تضعیف شود، نقش ساختارهای «حقیقی» قدرت در تعیین سرنوشت پررنگ‌تر می‌شود و ساختارهای «حقوقی» تضعیف می‌شوند. در کشور ما و در زمانه‌ای که اگر فقط یک چیز بی‌معنا و بی‌اهمیت باشد، قطعا «قانون» است، در زمانه‌ای که هیچ مقامی پاسخ‌گو نیست، هیچ بازخواستی وجود ندارد، هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست و هیچ حرف و وعده‌ای اعتباری ندارد، جنبه «حقوقی» قدرت هم عملا بلا موضوع شده است.


طرح سوال از احمدی‌نژاد سرانجام از جانب هیات رییسه مجلس اعلام وصول شد. (اینجا+) این درحالی است که تنها سه روز پیش منابع خبری از منتفی شدن این طرح خبر داده بودند. (اینجا+) اگر از جنبه حقوقی بخواهیم نگاه کنیم باید بگوییم دست کم یک چهارم نمایندگان مجلس این طرح را امضا کرده‌اند و هیات رییسه هم بنابر وظیفه‌اش اعلام وصول کرده است. با این حال من می‌گویم این اتفاقی نبود که افتاد. آن «یک چهارم کل نمایندگان» که معلوم نشد چه کسانی بودند و یک روز گفته می‌شد منصرف شده‌اند و روز دیگر گفته می‌شد همچنان خواهان سوال هستند همه «سیاهی لشکر» بودند. اگر احمدی‌نژاد واقعا به مجلس برود فقط و فقط بدین دلیل است که یک نفر این وسط کافه را به هم ریخت! علی مطهری سفت و سخت ایستاد و گفت از این طرح کوتاه نمی‌آید و استعفا داد (+) و مصاحبه کرد و خلاصه آنقدر جنجال به راه انداخت که بالاخره زورش رسید و حرفش به کرسی نشست. خلاصه کلام اینکه وقتی کار از روال «حقوقی» خارج شد و قدرت «حقیقی» سرنوشت همه چیز را تعیین کرد دیگر «سیاهی لشکر نیاید به کار – یکی مرد جنگی به از صدهزار»!