۷/۱۳/۱۳۹۰

داستان مگسی که کر شد و توصیه‌های رهبر برای مبارزه با فساد

یک روایت طنزی بود که معلمی سر کلاس درس بال‌های مگس را کند و بعد هرچه گفت «مگر بپر» مگس از جایش تکان نخورد. از دانش‌آموزانش پرسید شما چه نتیجه‌ای از این آزمایش گرفتید؟ که پاسخ دادند: «وقتی بال‌های مگس را کندیم، مگس کر شد»! حالا حکایت توصیه‌های رهبری به مبارزه با فساد اقتصادی هم برای من بی‌شباهت به این نتیجه‌گیری عجیب و غریب نیست!

آقای خامنه‌ای در واکنش به بزرگ‌ترین پرونده فساد تاریخ کشور گفته‌اند: «چند سال قبل از این – نمی‌دانم حالا ده سال است یا بیشتر است - من توصیه‌هاى مؤکدى را راجع به مقابله با فساد اقتصادى به مسوولین کشور کردم؛ استقبال هم کردند؛ اما خب، اگر عمل می‌کردند، دیگر این فساد بانکى اخیر - که حالا همه‌ روزنامه‌ها و همه دستگاه‌ها و همه ذهن‌ها را پر کرده - پیش نمى‌آمد. وقتى عمل نمی‌کنیم، دچار این حوادث می‌شویم». (از اینجا+ بخوانید)

در واقع ایشان سال ۸۰ دستور دادند که با فساد اقتصادی مبارزه شود*، و حالا که فساد گسترده‌تر هم شده شکایت دارند که چرا دستور من اجرا نشد؟ به باور من مشکل از اجرا کنندگان فرمایشات رهبری نیست. مشکل از کندن بال مگس است! وقتی رهبر نظام مطبوعات آزاد را قلع و قمع و مخالفینش را زندانی و محصور می‌کند، وقتی نظرشان به نظر دروغ‌گو‌ترین و قانون‌شکن‌ترین چهره سیاسی کشور نزدیک‌تر می‌شود، وقتی هر کار‌شناس منتقدی یا مزدور خوانده می‌شود یا فریب خورده، وقتی «حاکمیت دوگانه» که دو طیف آن می‌توانند بر عملکرد یکدیگر نظارت کنند توطئه خوانده می‌شود، چطور باید به سیستم سالم و کارآمد نظارتی امید داشت؟ مگس ساختار اداری و نظارتی کشور کر نشده است، این دستان تمامیت‌خواه و اقتدارگرای حاکمیت است که بال‌هایش را کنده.

پی‌نوشت:
* دستور ۸ماده‌ای ایشان در مبارزه با فساد اقتصادی را از اینجا+ ببینید. در مورد همین هشت فرمان هم خواهم نوشت .