
هرچند کناره گیری خاتمی از رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری کشور آه از نهاد بسیاری از اصلاح طلبان برآورد، اما به نظر می رسد همین مسئله تصویر جدیدی از سیمای خاتمی را ترسیم خواهد کرد. تصویری در قامت یک رهبر ملی که از دایره بازی های سیاسی خارج شده و جایی در فرای جنجال های روزمره و درگیری های جناحی در فکر تحولی عظیم می گردد. نطفه چنین تصوری از نقش جدید خاتمی را من در بیانیه دلایل انصراف وی از فعالیت های انتخاباتی می دانم؛ جایی که گفته بود: «من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده». این نشانه اولیه را سفر به استرالیا و سپس به ترکیه به شدت تقویت کرد.
در حال حاضر هم در داخل کشور شرایط به گونه ای رقم خورده است که بسیاری در تلاش هستند شعار «میرحسین رییس جمهور؛ خاتمی رهبر اصلاحات» (یک نمونه دیگر) را جا بیاندازند و هم در خارج از کشور دست های بسیاری علاقمند به فشردن دست خاتمی هستند تا دریچه ای متفاوت به داخل مرزهای بسته ایران بیابند. اگر خاتمی هم به واقع برای گام نهادن در چنین مسیری مصمم است شاید فشردن دست های اوباما در ترکیه یک آغاز شگفت انگیز باشد.
پی نوشت:
حتی فکر کردن به شکل گیری یک جنبش اصلاحات غیردولتی در ایران آنقدر شگفت انگیز است که از خود بی خودم می کند! (بی جنبه!!!)
دلم برای کروبی می سوزد؛ گویا بدجوری تاوان حملات گذشته خود به اصلاح طلبان را می دهد.
ماجرای حمایت موسوی از رادیو و تلویزیون خصوصی را من که جدی نگرفتم؛ اساسا این مسئله در حیطه اختیارات دولت و یا حتی مجلس نیست؛ به هر حال عمادالدین باقی و محمد ابطحی در این زمینه مطلب نوشته اند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر