۱/۲۸/۱۳۸۸

رویاهای خلیج فارس

«اخراجی ها» را ندیده ام و احتمالا هم نخواهم دید؛ با این حال روز گذشته احساس کردم در سالن سینما نشسته ام و خنده های بی دلیل تماشاگران اخراجی ها، از شوخی های بی معنی و به معنای واقعی کلمه مبتذل فیلم آزارم می دهد؛ «رویاهای خلیج فارس» در تالار اصلی تیاتر شهر فضای مشابهی را شبیه سازی کرده بود! نمایشی شلوغ و 120 دقیقه ای که گمان می کنم حتی بسیاری از خود بازیگران نیز دست آخر نفهمیدند قرار است چه پیامی برای مخاطب داشته باشد، و حتی بدتر، اصلا قرار است پیامی داشته باشد یا خیر.

رویاهای خلیج فارس به مانند بسیاری از آثاری که از ذهنی سطحی برمی آید و بیش از هر هدفی به قصد فروش تولید می شود مجموعه ای بود از تمام آنچه که به نظر می رسد مخاطب این روزها می پسندد. اجرای موسیقی دلنشین بندری با رقص های مخصوص (که همه ما دوست داریم)؛ قر کمرهای بابا کرمی که مخاطب عام از آن لذت می برد و حتی می تواند تصور کند که با تماشای این دوران باسن چقدر ساختار شکنی کرده است؛ شوخی های کوچه بازاری، (از همان نمونه هایی که گویا در اخراجی ها به وفور یافت می شود) عشق و عاشقی و ازدواج؛ و دست آخر، کلیشه ای ترین مضمون جدیدی که گویا بنابر سفارشی خاص در بسیاری از آثار گنجانده شده است: «لزوم اتحاد در برابر دشمنان خارجی که برای به تاراج بردن مال و ناموس این کشور مشغول فتنه انگیزی هستند». حال به چنین آش شله قلمکاری لزوم توسل به «حب علی» و ترویج فرهنگ «انتظار با چشمان باز»، برای ظهور «منجی سبزپوش»ی که «خواهد آمد» را اضافه کنید تا مطمئن شوید هیچ چیزی از «رویاهای خلیج فارس» را از دست نداده اید.

پی نوشت:
نمایش اجرای یکنواخت و متناسبی داشت که از یک تیم باتجربه و ورزیده انتظار می رفت؛ حیف از این محتوا.
چقدر این ایده پخش تصاویر سینمایی در هنگام اجرا لوس شده است.
نمایش یک وبلاگ اختصاصی برای پوشش اخبار خود دارد.
گاهی احساس می کنم «داریم جر می خوریم»! به فضای وب که وارد می شوی موجی از نفرت و انزجار از مسعود ده نمکی و آثار بی محتوایش را می بینی و در خیابان که راه می روی صف های باورنکردنی در انتظار تماشای اخراجی ها را؛ نشسته ای و از مضامین متعفن یک نمایش زجر می کشی و در همان هنگام موج هلهله و شادی دیگران را می شنوی؛ با سرعتی باورنکردنی از هم فاصله می گیریم.

تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید