۲/۲۶/۱۳۸۸

زنده باد خودم

اکبر اعلمی چهره ای نیست که نیازمند به معرفی باشد؛ نماینده جنجالی مجالس ششم و هفتم، آنقدر نطق های جنجالی و مصاحبه های تند و تیز در کارنامه خود داشته که امروز عملکرد گذشته اش را بهترین شعار و برنامه برای آینده خود بداند. «استقلالی» که اعلمی بر آن تاکید می کند دقیقا چیزی است که وی دست که طی 12 سال گذشته به اثبات رسانده؛ نماینده ای که نه در مجلس اصلاح طلب ششم و نه در مجلس اصولگرای هفتم هیچ گاه همرنگ جماعت نشد و انتقادات تند و تیز و بی پرده اش، از سیدمحمد خاتمی گرفته تا حدادعادل و پورمحمدی و احمدی نژاد، هیچ کس را در امان نگذاشت. بدون تردید صراحت و شجاعت اعلمی در مقام یک نماینده مردم، کم نظیر، (اگر نگوییم بی نظیر) بوده است. با این حال این بلندگوی راستین آذری زبان ها در مجالس گذشته، که به دلیل همین بی پرده گویی هایش به انتخابات مجلس هشتم راه داده نشد، این روزها بد سازی کوک کرده است.

حرف من این نیست که چرا اعلمی پس از اعلام نامزدی خود برای انتخابات ریاست جمهوری یک راست رفت و خر کروبی و موسوی را گرفت؛ حرف من این نیست که در این آشفته بازاری که حامیان دولت به اندازه کافی در صدد تخریب نامزدهای اصلاح طلب هستند دیگر اعلمی چرا به جای انتقاد از احمدی نژاد و به مناظره فراخواندن وی برای نامزدهای اصلاح طلب «هل من مبارز» سر داد؛ حرف من این است که اگر اعلمی هم به مانند همه ما درک کرده است که در این شرایط باید هر کاری کرد تا نسیم «تغییر» بر ساختار دولتی کشور بوزد، دیگر این شعار «یا خودم یا هیچ کس» چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟ بحث دوری از خودبزرگ بینی افراطی به کنار، آخر جناب اعلمی با این همه سابقه اجرایی هنوز در نیافته که دوران سیاه و سفید دیدن ها، دوران «یا همه چیز یا هیچ چیز» خواستن ها گذشته است؟

پی نوشت:

البته ناگفته نماند که جناب اعلمی، یک ماه پس از دعوت از موسوی و کروبی برای مناظره و پس از گلایه های مفصل از این دو، سرانجام به سراغ احمدی نژاد هم رفت.

تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید