
گمان می کنم وقتی موضوع نمایش بحث بر سر مسئله ای است که ذهن بشر مدرن را به شدت به خود مشغول ساخته و شاید تا کنون هیچ کس نتوانسته پاسخ دقیقی به آن بدهد، دیالوگ های نمایش بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده و نقش محوری تری به خود می گیرند، اما اتفاقا همین دیالوگ ها بزرگترین نقطه ضعف «لطفا با مرگ من موافقت کنید» هستند. دیالوگ ها ضعیف و ناهمخوان با شرایطی که قرار است در نمایش به تصویر کشیده شود طراحی شده و این ضعف آنقدر آشکار است که حتی می توان بازی های نچسب و بی احساس نمایش را هم ناشی از همین ضعف دانست: وقتی یک دیالوگ هیچ روح و احساس متناسبی ندارد نمی توان از بازیگر انتظار معجزه داشت تا بازی زنده ای از خود بروز دهد.
به هر حال شجاعت رفتن به سراغ چنین ایده و دستمایه عمیقی آنقدر تحسین برانگیز هست که بتوان چشم بر روی ساختار ضعیف، دیالوگ های کم محتوا، بازی های بی روح و البته ناهماهنگ بست و تماشای «لطفا با مرگ من موافقت کنید» را در تالار کوچک سالن مولوی توصیه کرد.
پی نوشت:
همچنان معتقدم که اجراهای دانشجویی با فاصله نسبت به دیگر اجراها از ایده هایی جدید و جذاب بهره می گیرند.
از عکس هایی که در این گزارش تصویری قرار دارد، من فقط 4 عکس از 5 عکس اول را در نمایش به یاد دارم؛ گمان می کنم اشتباهی رخ داده است.
کتاب «لطفا با مرگ من موافقت کنید» را از اینجا بخرید.

سلام
پاسخحذفاسم وبتون جالبه ! البته به قول مولانا:
اوست دیوانه که دیوانه نشد !
به امید فرداهایی بهتر و روشنتر