۳/۲۰/۱۳۹۲

یادداشت وارده: نگاهی به مدل‌های انتخابات پیش رو


یادآوری: «یادداشت‌های وارده»، نظرات و نوشته‌های خوانندگان وبلاگ است که برای انتشار ارسال شده‌اند. این مطالب «لزوما» هم‌راستا با نظرات نگارنده «مجمع دیوانگان» نخواهند بود.


سینا توسی - بعد از رد صلاحیت حیرت آور هاشمی تمام معادلات و پیشبینی‌ها و قطعیت عمومی در پیروزی ایشان در صورت عدم دخالت گسترده محرض شده بود ولی بعد از کنار گذاشتن هاشمی و مشایی رویکرد نظام مشخص‌تر شد. در معادله قبلی حدس فراوان بر یک انتخابات فراگیر با مشارکت حداکثری برای محقق شدن بیانات رهبری در جهت حماسه سیاسی بود ولی با رد صلاحیت‌های جریان‌های با مشارکت بالا این معادله به کل بهم ریخت.

با توجه به شرایط به وجود آمده و هشت شخص کاندیدا شده یعنی آقای روحانی، جلیلی، عارف، حدادعادل، غرضی، ولایتی، قالیباف و رضایی در انتخابات آینده و رد صلاحیت هاشمی نکته‌ای مبهم است که تعیین آن می‌تواند اتفاقات آینده را تا حدودی مشخص کند: متغیر اصلی مقدار میل قدرت برای پیروزی فرد یا افرادی خاص است.

مدل 1: عزم جدی قدرت برای عدم تحویل قدرت به جریان اصلاح‌طلب که با توجه به زحمات ۸ ساله آنان و رد صلاحیت هاشمی قابل پیش بینی است و دراین مدل به دو شکل ممکن است:

الف: تندروی جناح حاکم و به پیروزی رساندن آقای جلیلی با توجه به جریانات حمایت کننده ایشان: در این مدل با توجه به تبلیغات گسترده و حمایت‌های علنی از آقای جلیلی به طور واضح ایشان کاندیدای بخشی از اصول گرایان هستند که ممکن است با توجه به فشار های وارده از سوی همین حامیان ایشان را به پیروزی در انتخابات برسانند.

ب: میل قدرت به پیروزی فردی خاص ولی با تحمل پیروزی افرادی از جناح خودی (سهم خواهی و اعمال قدرت اصولگرایان سنتی):در این مدل قدرت احتمالا به دنبال پیروزی کاندیدای خاصی است ولی با توجه به نیاز به حمایت‌ها و حفظ پایگاه خود از سوی اصول‌گرایان در صورتی که اصول‌گرایان سنتی برای پیروزی اصولگرایی معتدل فشار وارد کنند و تلاش خود را برای پیروزی وی به کار بگیرند این احتمال بیشتری دارد که همین سناریو با این مدل به دلیل فشار وارد از سوی اصولگرایان دنبال شود و باعث پیروزی کاندیدایی اصولگرا و میانه‌رو (میانه‌رو تر!) شود. که احتمالا با توجه به خبرها و نظرهای حاکم این شخص یا آقای ولایتی هست و یا آقای قالیباف.

با توجه به فشار اصولگرایان سنتی و قدرت خواهی آنان و با توجه به این که رقابت را جناح حاکم در بین اصولگرایان مصلحت نمی‌داند در صورتی که این سناریو را مد نظر قرار داده باشند مدل دوم آن محتمل‌تر است.

مدل ۲: محدود کردن فضای رقابت برای جلوگیری از داغی زیاد انتخابات: در این سناریو حکومت فقط در جهت کنترل بیشتر انتخابات و قابل کنترل‌تر کردن فضای رقابتی و جو حاکم بر کشور دست به ردصلاحیت ها برای برگزاری انتخاباتی کنترل شده زده است که در این جریان هرکس از افراد تایید شده توانایی به قدرت رسیدن را دارند و میزان رای ملت است. برای تایید آن هم می‌توان به بیانات علنی رهبری اشاره کرد و البته ضرورت‌های دیگری مثل: بهبود مشروعیت داخلی و خارجی برای حکومت، کم شدن فاصله دولت ملت، کم شدن بحران‌ها و هیجانات نارضایتی و ... که وجود این ضرورت‌ها را نباید دست کم گرفت و می‌تواند در یک محاسبه عقلانی مهم و ضروری تلقی شود به نحوی که حکومت درصورت محاسبه سود و زیان آن رابا توجه به شرایط فعلی کشور ترجیح دهد.

در این مدل احتمالا برای جلوگیری از فضای گسترده رقابتی از جهت نگرانی‌هایی که موجود است قدرت حاضر به پذیرش فردی مثل هاشمی نیست ولی حاضر است با کسی که رای بیشتری آورده در بین تایید صلاحیت شده‌ها کنار بیاید.

نکته بسیار تاثیر گذار فهمیدن میزان میل قدرت برای پیروزی فردی مطلوب است که این میزان هر چه بیشتر شود مدل اول محتمل‌تر است شانس پیروزی اصلاح طلبان و حتی آقای روحانی بسیار پایین است.(نزدیک به صفر)

با حضور آقای هاشمی موجی از امیدها برای نزدیکی جریان های اجتماعی سیاسی ایجاد شد و گمان این میرفت که جریان به سمت ایجاد دولت آشتی ملی رود که میتواند در بهبود شرایط کشور نقش موثری را ایفا کند ولی پس از رد صلاحیت ایشان نظر و رویکرد حکومت مشخصتر گردید و نشان داد که هشت سال زحمت شبانه روزی اصول گرایان برای کنارگذاشتن اصلاحطلبان که البته کاملا محسوس است و جای شکی نمیگذارد، قوت خود را دارد ولو که این مطالبات تا حد هاشمی کاهش یافته باشد و جریانات حاکم میلی به «خیرخواهی و بهبود بحران های کشور» از طریق حضور یقینا موثر وگسترده اصلاح طلبان ندارند.

وجود رد صلاحیت هاشمی آخرین نشانه برای میل حکومت جهت انتخاباتی کنترل شده بود و نشانه‌های دیگر آن هم فضای امنیتی حاکم، نبود کاندیدایی مطرح از جانب اصلاح طلبان و ... را می‌تواند نام برد که احتمال مدل اول به شکل دوم را بیشتر می‌کند.

با این وجود ولی با توجه به شرایط مبهم پیش رو احتمال مدل دوم هم وجود دارد و این احتمال ضرورت اجماع اصلاح‌طلبان را فراهم می‌آورد تا با اجماع بر کاندیدایی خاص و مشارکت در انتخابات شانس پیروزی عارف/روحانی را بیشتر کنند تا از خطر پیروزی کاندیدای تندرو جلوگیری شود. با توجه به زمان کم و فراهم نشدن فرصت تبلیغات که ظن عمدی بودن آن هم میرود. اجماع هر چه سریعتر اصلاح‌طلبان و مشارکت برای پیروزی کاندیدای مطلوب(تر) ضروری‌تر می‌شود و لازم است به این نکته توجه شود که رای دادن به لحاظ نظری لزوما به معنای مشروعیت بیشتر نیست و شرکت همه اصلاح‌طلبان ضروری است.

دو عامل تعیین کننده برای به وجود آمدن هر دو مدل هست:

الف: میزان مشارکت اصلاح طلبان
ب: میزان میل قدرت در پیروزی جریان یا کاندیدای مطلوب

میزان مشارکت اصلاح طلبان برپایه ی اجماع آنان قرار دارد که: ابهاماتی در رابطه با اجماع بر کاندیدایی از سوی اصلاح طلبان وجود دارد که میتوان در چند مورد مشاهده کرد:

1- با توجه به زمان کم باقی مانده باید کاندیدای مورد اجماع دارای بیشترین رای از سوی مردم باشد چرا که فرصت برای تبلیغات محدود است و مشخص نیست این کاندیدا آقای عارف است یا آقای روحانی. این نکته نیز مطرح است که فرد مورد اجماع باید بیشترین امکان جذب رای خاکستری را دارا باشد.

۲- نکته مبهم دیگه این است که فرد مورد اجماع باید معتدل باشد تا با توجه به دایره تحمل نظام مخصوصا با زحمت های ۸ ساله برای حذف اصلاح طلبان و رد صلاحیت هاشمی بیشترین امکان چانه زنی برای کسب بیشترین مطالبات را داشته باشد و یا باید متجلی تمامی مطالبات اصلاح طلبانه و نماد پویایی جریان اصلاح طلبانه باشد به عبارت دیگه آیا باید میانه رویی با قابلیت چانه زنی باشد یا اصلاح طلبی با تمام مطالبات اصلاح طلبانه. میانه‌روی برای کمترین تنش ولی نه خیلی دارای ضمانت اجرایی مطالبات یا اصلاح طلبی با بیشترین میزان بروز مطالبات و وارد شدن در میدان قانونی مطالبه محور.

۳- ابهام در این نکته که قدرت تا چه حد میل به پیروزی کاندیدای مطلوب دارد و این که این میل در فردی خاص است یا افرادی خاص و البته در این افراد خاص عارف قرار دارد یا روحانی نیز از آن دور است.

۴- تا چه حد اصلاح طلبان روحانی را از خود می‌دانند و در این مورد که با پیروزی وی به مطالبات خود(حتی به طور نرم ) تا چه مقدار می‌رسند یا چقدر عارف را اصلاح طلب و خودی می‌دانند تا حاضر باشند برای پیروزی آن به طور گسترده تلاش کنند و هزینه بدهند.

در کل نگرانی ها ابهامات زیادی وجود دارد که امید است با اجماع اصلاح طلبان هرچه سریعتر این نگرانی ها پایان پیدا کنه و مسیر مقداری روشن تر شود.

پی‌نوشت:
«مجمع دیوانگان» مشتاقانه از انتشار یادداشت‌های شما استقبال می‌کند.