۱۰/۱۹/۱۳۹۱

«این اشک دیده من و خون دل شماست»

 

در خبرها آمده رانندگان دو خودرو «بنز» و «بی.ام.و» حین عبور از بلوار سعادت آباد به علت وقوع یک تصادف جزیی با هم درگیر شدند که در این میان راننده خودروی «بنز» با قمه به سمت راننده «بی ام و» حمله ور شده و وی را مجروح می‌کند و پس از آن راننده «بی ام و» به سوی خودروی خود دویده و پس از سوار شدن راننده بنز را زیر گرفته است. راننده خودرو «بنز» به علت شدت «زیر گرفتگی» در بیمارستان فوت می‌کند. (اینجا+ بخوانید)

 

این داستان به ظاهر غم‌انگیز می‌تواند حکایت پندآموزی برای خواننده هوشیار به همراه داشته باشد: «در مملکت ما، جماعتی بنز و بی.ام.و سوار می‌شوند که زیر صندلی خود قمه دارند و از زیر گرفتن همدیگر در یک جدال ساده ابایی ندارند»! شاید به نظر شما این تعمیم بیش از اندازه اغراق شده باشد، اما من در این باره حرف دارم.

 

* * *

 

دیگر چندان شمال و جنوب شهر ندارد، پا به هر خیابانی که بگذارید می‌توانید به انبوهی از خودروهای آخرین مدل مواجه شوید که قیمت برخی از آن‌ها از صدها میلیون تومان هم فراتر می‌رود. چندی پیش تلویزیون دولتی هم گزارشی پخش کرد از یک خودرو «مازراتی» که به ادعای صاحبش گران‌قیمت‌ترین خودرو حاضر در ایران بود و  به ادعای گزارشکر قیمتش بیش از یک میلیارد تومان بود.  صاحب خودروی لوکس در پاسخ به پرسش گزارشکر تاکید کرد که نه خودش «آقازاده» بوده و نه خاندانش حکومتی هستند، فقط در عین جوانی (قطعا به چهل سال نمی‌رسید) توانسته است کارآفرینی کرده و ثروتمند شود. البته کارآفرینی و تولید ثروت قطعا می‌تواند مورد ارزش و احترام باشد، آن هم در جامعه‌ای که با بحران بی‌کاری و رکود اقتصادی مواجه است، اما ای کاش گزارشگر گرامی اندکی به خودش زحمت می‌داد و سری هم به محل کار این شهروند زحمت‌کش می‌زد!

 

خیابان‌های شهر این روزها جولانگاه «پورشه»های چندصد میلیون تومانی است و من هر بار از خودم می‌پرسم «دارندگان این خودروهای گران‌قیمت، صاحبان کدام صنایع و مشاغل هستند که چنین سودآوری خیره‌کننده‌ای دارد؟» در مملکتی که هر روز خبر ورشکستگی کارخانجات و اخراج کارگران به گوش می‌رسد، وقتی حتی بزرگترین کارخانجات خودروسازی کشور کاملا ورشکسته هستند و تنها به مدد کمک‌های دولتی سرپا مانده‌اند، زمانی که حتی وزارت مملکت هم نمی‌تواند مطالبات پیمان‌کاران خود را پرداخت کند، این همه پورشه که مثل نقل و نبات در خیابان پراکنده شده‌اند محصول کدام کارخانجات و صنایع و تولیدات هستند؟

 

* * *

 

رییس مجلس مملکت اعلام کرده است که «در کشور رشوه‌های میلیاردی رد و بدل می‌شوند» و افزوده است که در پرونده مفاسد کلان اقتصادی «ردپای رانت‌های اطلاعاتی و افراد ذی‌نفوذ دیده می‌شود». (اینجا+) از سوی دیگر احمد توکلی خبر از رانت «15 هزار میلیارد تومانی» فقط در ماجرای تغییرات قیمت ارز داده است که «سود بادآورده‌اش از جیب ملت به کیسه عده قلیلی» واریز شده است. (اینجا+)

 

چرا باید تعجب کرد؟ در یک کشور بحران‌زده و ورشکسته که هر روز شمار بیشتری از مردم به زیر خط فقر سقوط می‌کنند به ناگاه جماعتی به آنچنان ثروت‌های افسانه‌‌ای می‌رسند که خرج کردنش دشوار می‌شود؛ باید ماشین یک میلیاردی سوار شوند و در بالاترین طبقات برج میلاد بستنی با روکش طلا بخورد! وقتی چنین درآمدهایی نه به گسترش تولید انجامیده و نه افزایش اشتغال، پس چه گزینه‌ای باقی می‌ماند بجز رانت‌خواری و فساد اقتصادی در آشفته‌بازاری که دولت رقم زده است؟ آیا نباید هشدارهای میرحسین موسوی در جریان مناظره‌های انتخاباتی را به یاد آورد که:

 

«دولت تعرفه‌های موبایل را بالا و پایین برد و میلیاردها تومان در این رابطه بالا و پایین شد، تعرفه‌های شكر عوض شد و ما می‌پرسیم چه كسانی سود كردند؟ با بودجه كشور تمام پلاكاردهای شما كه همه جا را گرفته ممكن است از این منابع تامین شده باشد. بیایید ثابت كنید چه كسانی از این مسئله سود بردند؟ تعرفه‌های ماشین را بالا و پایین كردید و بگویید چه كسانی از این مسائل سود بردند؟» (اینجا+)

 

* * *

 

نزدیک به 10 قرن پیش، «ابوالفضل بیهقی» در کتاب تاریخ مشهور خود نوشت: «... هستند در این روزگار ما گروهی عظامیان با اسب و استام* و جامه‌های گران‌مایه و غاشیه* و جناغ* که چون به سخن گفتن و هنر رسند چون خر بر یخ بمانند ...» (تاریخ بیهقی – انتشارات دانشگاه مشهد – ص 525) آیا بنز سوارهای قمه‌کش جدید، همان «عظامیان با اسب و استام» دوره بیهقی نیستند که تنها به مدد سهیم شدن در چپاول‌گری حاکم غارت‌گر به این نان و نوا رسیده‌اند؟

 

پانویس:

یک تصویر معروفی از سرکوب‌های پس از کودتای 88 وجود داشت از مردی که پشت ترک موتور در حال هفت‌تیر کشی بود. آن زمان شایعه‌ای در مورد رانت‌خواری این فرد منتشر شد که اگر اشتباه نکنم چند وقت پیش و با انتشار اسامی برخی مفسدان اقتصادی از جانب مقامات رسمی تایید شد. متاسفانه من نام و مشخصات آن فرد را نداشتم که جست و جو کنم و ارجاع دهم، اما اگر کسی پیدا کرد مثال بسیار خوبی است از فرهنگ و شیوه رفتار رانت‌خوارهایی که در خیابان قمه و هفت‌تیر می‌کشند!


استام: زین و یراق زرین و سیمین

غاشیه: پارچه پوشش زرین

جناغ: دامنِ زین اسب