۲/۱۱/۱۳۸۷

خورشيد روز (يازدهم) ارديبهشت ماه 87

درخواست كمك

پيش‌نوشت: شايد به نظر عجيب برسد كه من چرا بايد چنين مطلبي را اينجا مطرح كنم و از دوستان وبلاگ نويس درخواست كنم كه به اين پرسش من پاسخ داده و در اين راه من را راهنمايي كنند. اما اجازه مي‌خواهم فعلا دلايل خود را براي اين اقدام نزد خود نگه دارم و همچنان از دوستان درخواست كنم لطفا به من كمك كنند.

به تازگي براي يكي از دوستان من مشكلي پيش آمده است. اين دوست كه در يكي از بهترين رشته‌‌هاي يكي از دانشگاه‌هاي كشور درس مي‌خواند و اين امر نشان مي‌دهد كه هيچ گونه مشكل هوشي ندارد، چند مدتي است كه گاه و بي‌گاه در يك جا توقف مي‌كند و با صداي بلند و يا آرام با خود صحبت مي‌كند. اين مكالمات انفرادي طي يك شبانه روز چندين بار تكرار مي‌شود و در هر نوبت گويي اين فرد به ناگاه از اطراف خود غافل شده و در دنياي ديگري فرو مي‌رود.

هيچ وقت متوجه نشدم كه آيا مخاطب اين دوست در جريان اين مكالمات يك نفر است و يا با افراد مختلف و متعددي صحبت مي‌كند. عجيب‌تر اينكه اين مكالمات كه در مكان‌هاي كاملا مختلف و متفاوتي صورت مي‌گيرد همواره با حركات عجيب و غريبي هم همراه است. حركاتي كه نه به يك نوع رقص شبيه است و نه به حركات ورزشي.

در نهايت تنها چيزي كه مي‌توانم براي توضيح بيشتر اضافه كنم اين است كه نتيجه اين گفت و گوهاي يك‌نفره گاه به خوشحالي و سرزنده شدن دوست من و گاه به اندوه و تاثر وي منجر مي‌شود و اين اندوه گاه تا بدان‌جا پيش مي‌رود كه به گريه و زاري هم منجر مي‌شود.

من تصور مي‌كنم كه اين بايد يك نوع بيماري رواني باشد، اما نه هيچ گونه شناختي از انواع بيماري رواني دارم و نه هيچ گونه پيشينه‌اي در اين دوست سراغ دارم. از كليه دوستان خواهش مي‌كنم در اين مورد به من كمك كنند و حتي در حد يك راهنمايي ساده برايم پيغام بگذارند.
------------------------------------
پي‌نوشت:
قسمت اول مصاحبه با دكتر باوند در مورد جزاير سه‌گانه منتشر شد