۸/۰۶/۱۳۹۱

چرا می‌گویند «هرکجا کُرد باشد، آنجا ایران است»؟



«بختیار علی» از نویسندگان اقلیم کردستان است که در ایران با رمان «آخرین انار دنیا» شناخته شد. ویکی‌پدیای فارسی می‌گوید او پرمخاطب‌ترین نویسنده در اقلیم کردستان است. هرچند اکنون ساکن آلمان است، اما رمان‌هایش را به کردی می‌نویسد و نوشته‌هایش برگرفته از اعماق لایه‌های اجتماعی کردستان عراق هستند. در قسمتی از رمان «قصر پرندگان غمگین» او توصیفات جالبی برای ما ایرانی‌ها به چشم می‌خورد:

«... شب خواستگاری، فوزی‌بیگ، با غرور یک پیرمرد تحصیل‌کرده – نه با غرور یک عشیره‌ای - پیشاپیش خواستگاران می‌رفت. او مرد نکته‌سنجی بود که با ریزبینی هرچه تمام‌تر واژه‌ها را برمی‌گزید و تلاش می‌کرد که سنجیده‌تر از مردم عادی سخن بگوید. همه، آوازه «فکرت گلدانچی» را به عنوان آدمی آگاه و با سواد شنیده بودند اما فوزی‌بیگ گمان نمی‌کرد که گلدانچی از پس او برآید. فوزی مطمئن بود که گلدانچی مانند او سه بار شاهنامه را نخوانده و بیشتر بخش‌های رساله الغفران معری را از بر ندارد. درست است که دانش فوزی‌بیگ محدود به ادبیات کلاسیک بود، اما او بر این باور بود که هیچ دانشی تا کنون نتوانسته از چارچوب ذهنی خیام و حافظ شیرازی و جلال‌الدین رومی فراتر رود ...». («قصر پرندگان غمگین»، بختیار علی، ترجمه «رضا کریم‌مجاور»، نشر افراز، ص۷۴)

دقت کنید که نگارنده از کردهای عراق است و در مورد شخصیت دیگری از همین جامعه سخن می‌گوید. اتفاقا دایره مخاطبان او نیز ایرانیان فارسی زبان نیستند که گمان کنیم قصد به دست آوردن دل آنان را داشته، این رمان باید در جامعه کردستان عراق با مخاطب ارتباط برقرار کند و از نظر آنان «قابل پذیرش و باورپذیر» باشد. شهروند کرد عراقی، زبان مادری‌اش کردی است. در کشوری عرب‌زبان به دنیا آمده و باید زبان عربی را هم به عنوان زبان رسمی یاد بگیرد. از آن پس، اگر قصد تحصیل و آموزش عالی داشته باشد، یا بخواهد که با جهان پیشرفته ارتباط برقرار کند یا باید زبان انگلیسی را به عنوان زبان سوم انتخاب کند، یا به هر صورت به دنبال یکی از زبان‌های پرمخاطب اروپایی برود. اما بخشی از آنان ترجیح می‌دهند که فارسی یاد بگیرند، سه بار خواندن شاه‌نامه را مایه افتخار بدانند و گمان کنند که «هیچ دانشی تا کنون نتوانسته از چارچوب ذهنی خیام و حافظ شیرازی و جلال‌الدین رومی فراتر رود»! چرا؟

من دلیل این علاقه را نمی‌دانم. اما به عنوان یک کرد ایرانی، در این مواقع آن عبارت مشهوری را به یاد می‌آورم که برخی به «ملا مصطفی بارزانی» نسبت داده‌اند. عبارتی که می‌گوید: «هرکجا کرد باشد، آنجا ایران است».