۱۲/۱۸/۱۳۸۶

رشن روز (هجدهم) اسفندماه 86

هنوز هم كتاب سوزي

نزديك به چهار سال پيش، علي لاريجاني طي يك سخنراني در دانشگاه شريف و براي دفاع از عملكرد اعراب در حمله به ايران اظهار داشت: «متاسفانه امروزه دروغ های بسيار زيادی در مورد ايرانيان قبل از اسلام، ميزان فرهنگ و تمدن آن ها و هم چنين آتش سوزی کتابخانه ها در زمان حمله مسلمانان گفته می شود».

آقاي لاريجاني براي تبرئه اعراب از اتهام كتاب‌سوزي ناچار شدند اساسا وجود هرگونه تمدني در ايران پيش از اسلام را منكر شوند و تاكيد كنند: «ايرانيان قبل از اسلام مردمانی بی سواد، بی فرهنگ و در کل وحشی بودند كه درعين حال خود نيز علاقه داشتند که بی سواد باقی بمانند».

هرچند اين سخنان جناب لاريجاني آن زمان حتي با واكنش اصلاح‌طلب در مجلس مواجه شد، اما همان زمان نيز واكنش‌ها نسبت به رد مسئله كتاب‌سوزي نبود و بيشتر برروي وحشي خواندن ايرانيان تاكيد داشت. به هر حال مي‌توان تصور كرد كه اصلاح‌طلبان نيز يا نمي‌خواستند و يا نمي‌توانستند كتاب‌سوزي اعراب در حمله به ايران را تاييد كنند.

اما عجيب آنكه اين جماعت آنچنان به آباء شريفشان علاقمند و وفادارند كه حتي محض رعايت ظاهر نيز حاضر نيستند كه دست از علايق قلبيشان بردارند و يا حداقل آنچه را كه مي‌خواهند انجان دهند با بوق و كرنا فرياد نزنند.

به تازگي «منصور واعظي» دبيركل نهاد كتابخانه‌هاي عمومي در دومين روز گردهمايي مديران كل كتابخانه‌هاي استان‌ها، اعلام كرد: «كتاب‌هايي كه ارزش منفي دارند و در گذشته وارد كتابخانه‌ها شده‌اند جمع‌آوري خواهند شد».

البته كه مدت‌ها است ديگر هيچ انتظاري نه از اين دولت و نه از اين نظام و نه از مردم و نه از هيچ بني‌بشري كه داخل اي مرزها زندگي مي‌كند نيست، البته كه ديگر نمي‌توان از شنيدن هيچ خبري متاسف شد و افسوس خورد و يا تلاش كرد كه واكنشي نشان داد، اما اين خبر هيچ نكته مثبتي كه نداشت حداقل يك بار براي هميشه تكليف بحث اتهام بودن كتاب‌سوزي را روشن كرد.