۱۱/۲۱/۱۳۸۶

رام روز (بيست و يكم) بهمن ماه 86

من تفنگ دوست ندارم!

در ادامه پست قبل و باز هم در پاسخ به دوست عزيز پنگوئن كه گفته بود چگونه مي‌توان در انتخاباتي كه كانديدي در آن نداري شركت كرد؟ مي‌گويم به سادگي!

من هيچ وقت متوجه نشدم چرا انسان‌ها تا اين حد اسير نام‌هايي مي‌شوند كه خود پديد آورده‌اند؟ بسياري از پرسش‌هاي ما هم در مورد شركت يا عدم شركت در انتخابات به اين معظل مربوط مي‌شود. مثلا اينكه من اصلاح‌طلب هستم و حالا كه اصلاح‌طلب‌ها رد صلاحيت شده‌اند پس من راي نمي‌دهم.

هرچند كه بارها گفته‌ام گزينه ايده‌آل من محمدرضا خاتمي است، اما اين دليل نمي‌شود كه هر كس از در حزب مشاركت رد شد و نام خود را اصلاح‌طلب گذاشت مورد تاييد من باشد و يا هركس اصولگرا خواند شد مورد غضب من واقع شود. همه اين مسائل يك طرف، آن گزينه هميشگي بد و بدتر هم يك‌ طرف.

در انتخابات امسال هم درست است كه طيف عظيم اصلاح‌طلبان حذف شده‌اند، اما سر و ته آنان كه باقي مانده‌اند يك كرباس نيست. من ميان يك نيروي راست سنتي و يك راست راديكال نزديك به دولت تفاوت قائل مي‌شوم. من فراموش نمي‌كنم كه مجلس فرمايشي هفتم چند بار وزراي احمدي‌نژاد را رد كرد و چندين بار لوايحش را بازگشت داد.

باز هم از جنبه ديگر مي‌توان گفت مسئله اين است كه دولت تصميمش را براي قلع و قمع مخالفان گرفته، اگر اينجا و به ضرب و زور چهار نماينده مستقل جلويش را نگيريم فردا بايد يا اشهدمان را بخوانيم و يا اسلحه به دست بگيريم، هيچ كدام از اين دو گزينه را دوست ندارم، پس ترجيح مي‌دهم در مرحله اول در انتخابات تمام تلاشم را بكنم. براي تجمع و تحصن و راه‌پيمايي وقت زياد است.