۹/۱۱/۱۳۸۶

خورشید روز (یازدهم) آذرماه 86

آقای حاتمی‌کیا، این افتضاح را تحویل بگیرید!

سریال «حلقه سبز» مدتی است که از تلویزیون پخش می‌شود. هرچند تا کنون حتی یک قسمت از آن را ندیده‌ام اما گویا ساخته جدید جناب حاتمی‌کیا در مورد مردی است که دچار مرگ مغزی می‌شود و روح سرگردان وی با یک نفر ارتباط برقرار می‌کند. این روح در برابر درخواست پزشکان مبنی بر تایید مرگ مغزی و اعلام آمادگی فرد برای پیوند اعضایش مقاومت کرده و از فردی که با او در ارتباط است درخواست می‌کند که جلوی این کار را بگیرد.

گویا این فیلم برای ترویج فرهنگ اهدای اعضای قابل پیوند است تا خانواده‌هایی که عزیزانشان دچار مرگ مغزی شدند به اهدای اعضا رضایت دهند، اما به نظر می‌رسد که «از قضا سرنگبین صفرا فزود»ه است و دست پخت جناب حاتمی‌کیا سبب شده تا مردم به شدت نسبت به اهدای عضو بدبین شده و حتی افرادی که پیش از این داوطلب اهدای عضو شده‌اند به سرعت انصراف دهند.

توضیحات کامل را از آفتاب بخوانید، فاجعه آن‌قدر دردناک است که در یک پست توضیح بیشتری نمی‌توانم بدهم. اینجا تنها می‌خواهم به یکی از سرشناس‌ترین کارگردانان کشور اشاره کنم.

ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردانی است که بدون شک فیلم‌هایش همواره خوش ساخت و دوست‌داشتنی بوده است، اما هر بار منتقدان به تاثیرات منفی آثار او در عمق جامعه اشاره کرده و به انتقاد پرداختند، آقای کارگردان با شدیدترین لحن انتقادات علیه خویش را مردود دانست. مشکل آن‌جا بود که در موارد پیشین (برای مثال آژانس شیشه‌ای) هیچ گاه کسی نمی‌توانست تاثیرات مخرب آثار جناب حاتمی‌کیا را به اثبات برساند، اما این بار این تاثیرات بسیار سریع و البته فاجعه‌بار آشکار شدند.

از صدا و سیمای جمهوری اسلامی که انتظاری نمی‌رود، اما گمان می‌کنم حق داشته‌ باشیم که از کارگردان همیشه مدعی کشور بخواهیم: «آقای حاتمی‌کیا، این افتضاح را تحویل بگیرید».